تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1174

مساهمون:

ص١١٧٤
موارد هر چند ما در نسخ خطى متعدّد الف « ابن » را ساقط شده ، ببينيم ، نمىتوانيم حكم به صحت « بن » - بدون الف - بنماييم زيرا اين گونه نكات ظريف و دقيق را كمتر كسى متوجه مىگردد ، در نتيجه اصالة عدم الخطأ در اين امور جارى نيست . يكى از مواردى كه اصل عدم خطأ ذاتاً جارى نيست مواردى است كه تصحيح عبارت و تفسير آن نياز به تكلّف داشته باشد ، در اين گونه موارد چون وقوع خطا بسيار شايع است و اصل عدم خطأ بر پايه ندرت خطا استوار است ، اصل عدم خطا در نزد عقلا جريان ندارد .

ب ) بررسى تعارض اصالة عدم الزيادة و اصالة عدم النقيصه :

1 ) تحرير محلّ بحث ( يادآورى و تكميل )

در جلسهء قبل در بارهء تعارض اصالة عدم الزيادة و عدم النقيصه اندكى سخن گفتيم و متذكر شديم كه در برخى موارد اصلًا تعارض در كار نيست ، زيرا با اصالة عدم الزيادة - ذاتاً - اعتبار ندارد يا اصاله عدم النقيصه ، پس تنها يك اصل بدون معارض جارى است كه حكم آن روشن است ، اكنون با تفصيل بيشتر به اين بحث مىپردازيم : در برخى موارد ، اصالة عدم النقيصه به خودى خود جارى نيست ، و آن در جايى است كه تقطيع متعارف باشد كه پيشتر توضيح داده شد ، در اين گونه موارد اگر دو نقل يكى مشتمل بر يك جمله مستقل زائد و ديگرى فاقد آن پيدا كنيم ، بين دو نقل تعارضى در كار نيست زيرا نقل فاقد آن جمله نافى وجود آن در اصل كلام نيست ، پس اصالة عدم الخطأ در نقل ، مشتمل بر جمله زائد حجت است و معارضى ندارد . از سوى ديگر گاه اصالة عدم الزيادة ذاتاً جارى نيست ، يكى از مصاديق اين
هامش
مثلًا در كلمه احمد بن محمد بن سعيد ابن عقده كلمه « ابن عقده » در سر سطر قرار گيرد ، اگر ما مقيد به حفظ سنت مرسوم باشيم ، معلوم نمىگردد كه عقده نام پدر سعيد نيست ، بلكه ممكن است ابقاء الف به جهت اول سطر بودن باشد نه براى افهام معناى فوق .