البته در اينجا برخى از امور حدسى كه قريب به حسّ بوده و منشأ حسّى داشته ، ملحق به حسّ بوده و حجت مىباشد ؛ همچون شجاعت و عدالت . از سوى ديگر برخى از امور حسى هم هستند كه به علت كثرت وقوع خطا در آنها ملحق به حدس مىباشند و معتبر نيستند ، ذكر چند مثال در اينجا مفيد است :
مثال اول : طلوع فجر ، در طلوع فجر در تشخيص دقيق آن در ميان انسانهاى متعارف ، اختلاف نظر ديده مىشود ، و بنابراين شهادت افراد در محدوده بسيار دقيق ( مثلًا يك دقيقه و كمتر يا كمى بيشتر ) اعتبار ندارد و نمىتواند آن حدّ خاص را ثابت كند ، زيرا خطأ در اين گونه موارد زياد است .
مثال دوم : قرائت اشياء بسيار دقيق و ريز ، شهادت افراد در قرائت كلمات بسيار ريز و ناخوانا به علت كثرت خطأ افراد متعارف ، ذاتاً معتبر نيست .
مثال سوم : در الف « ابن » در پارهاى موارد ، يكى از روات معروف احمد بن محمد بن سعيد بن عقده مىباشد كه معمولًا نام وى به همين شكل نگاشته مىشود ، ولى اين نگارش اشتباه است ، بلكه بايد الف « ابن » قبل از عقده نوشته شود . زيرا عقده نام پدر سعيد نيست ، بلكه عقده چنانچه خطب بغدادى « 1 » تصريح كرده لقب محمد - پدر احمد - است . پس " بن عقده " وصف يا عطف بيان از احمد است نه تابع سعيد تا الف « ابن » حذف گردد « 2 » ، همچنين در كلمهء محمد بن على بن حنفية ، حنفية نام پدر على ( حضرت امير عليه السلام ) نيست ، بلكه نام مادر محمد است . بنابراين عبارت بايد به صورت محمد بن على ابن الحنفية نگاشته شود « 3 » در اين گونه
هامش
دارد كه مجال تفصيل آن در اين مقام نيست .
( 1 ) تاريخ بغداد 5 : 22 .
( 2 ) ما اين نكته را به برخى از مصححان تذكر داديم و ايشان در چاپ كتاب خود آن را اعمال كردند ، ولى مناسب بود كه لااقل در مقدمه كتاب تذكر مىدادند كه افزودن الف در ابن عقده ، بر مبناى نسخ خطى صورت نگرفته ، بلكه به جهت اين نكته ظريف بوده است تا خوانندگان آگاهى بيشترى پيدا كنند و امانت كاملتر رعايت شده باشد .
( 3 ) در كتب چاپى متأخر مرسوم است كه در « ابن » كه اول سطر واقع مىگردد ، الف را ابقاء مىكنند ، ولى ما بر خلاف اين سنت در رجال نجاشى رفتار كرديم ، زيرا با اين كار برخى از فوائد رجالى از دست مىرود ، زيرا اگر