18 / 7 / 1378 يكشنبه درس شمارهء ( 132 ) كتاب النكاح / سال دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسات قبل به تناسب بحث از روايت ابن أبى يعفور در جواز وطى در دبر كه در برخى نقلهاى آن قيد « اذا ارضيت » وجود دارد و در اكثر نقلها اين قيد ديده نمىشود ، بحث كلى تعارض اصالة عدم الزيادة با اصالة عدم النقيصه را آغاز كرديم ، در آنجا گفتيم كه محل بحث در جايى است كه هر دو اصل ، ذاتاً جريان داشته باشد ، در اين جلسه مواردى را كه اين دو اصل ذاتاً جارى نيستند ، ذكر كرده در ضمن به تناسب ، موارد عدم جريان ذاتى اصول مشابهى همچون اصالة عدم التقية ، اصالة الحقيقة ، اصالة عدم التقطيع ، اصالة عدم الخطأ را يادآور مىشويم ، در تعارض اصالة عدم الزيادة با اصالة عدم النقيصه خواهيم گفت كه اگر تنها مسأله غفلت در كار باشد و عامل متعارف زياده همچون انس ذهنى وجود نداشته باشد ، معمولًا نقيصه مقدم است ، به شرطى كه اطمينانآور باشد ، در بارهء عوامل ديگر زياده و نقيصه هم ، مدار اطمينان است . در اينجا به تناسب ، عوامل اختصاصى زياده را كه در نقيصه نيست ، متذكر مىشويم ، در خاتمه در بارهء تماميت و عدم تماميت دليل انسداد صغير كه اعتبار ظن را در خصوص مقام اثبات مىكند ، بحث خواهيم كرد و عدم تماميت آن را نتيجه خواهيم گرفت .
* * *
الف ) توضيحى در بارهء چند اصل مشابه اصاله عدم الزيادة :
در جلسهء قبل گفتيم كه گاه ذاتاً اصلى در كار نيست كه زياده يا نقيصه را نفى كند ، حال بحث را در دايره گستردهترى طرح مىكنيم : اصولى كه در استنباط احكام