مواردى ذاتاً جارى نيستند ، نه اينكه در اثر تعارض ساقط شده باشد و يا يكى بر عدمش ترجيح داده شود . مورد ذيل نمونهاى از اين موارد است . در رجال شيخ ، در شرح حال حجاج بن ارطاة آمده است « مات بالرّى فى زمن أبى جعفر ( ع ) » . قهپايى در حاشيه اين مطلب گفته است كه حجاج در زمان حضرت صادق ( ع ) وفات كرده است و لذا أبى جعفر صحيح نيست و بايد أبى عبد الله ( ع ) باشد . ولى ما متوجه شديم كه كلام شيخ درست است و أبى جعفر صحيح است اما عليه السلام بعد از آن زيادى است و مراد أبى جعفر منصور است و در جاهاى ديگر نيز نوشتهاند كه او در زمان أبى جعفر منصور كه همزمان حضرت صادق ( ع ) است ، وفات كرده است .
حال اين از مواردى است كه در جامعه شيعى رسم شده بعد از ذكر نام ائمه ، عليه السلام افزوده شود و لذا هيچ اصل عقلايى نداريم كه بنحو عام آن را اسقاط نمايد ، مگر در موارد استثنايى كه شخصى مقيد به حفظ عين لفظ باشد همچون قرآن كه نبايد كلمهاى پس و پيش يا كم و زياد گردد . و الّا متعارف اشخاص پس از نام ائمه ، عليه السلام را مىآوردهاند و عدهاى خود را مجاز مىدانند كه عمداً در مواردى كه نيست ، آن را بيفزايند و آن را احسان به طرف مىدانند .
مثلًا همين قهپايى كه در نقل ، فردى بسيار امين است و مقيد به اينكه كلمهاى پس و پيش نشود ، خودش اين تصرفات را جايز مىداند . مثلًا در نسخهاى كه عليه السلام نباشد ، خود بدان مىافزايد و حتى به اين هم اكتفا نمىكند و در امثال ابى جعفر و يا ابى عبد الله به جاى عليه السلام ، تعبير عليهما السلام را مىآورد . مثلًا نسخه اصلى استبصار كه به خط شيخ بوده « 1 » به دنبال اكثر اسامى معصومين ، عليه السلام وجود نداشته است ولى اكثر قريب به اتفاق نسخههاى بعدى كه از روى آن استنساخ شده است ، عليه السلام دارد . زيرا تشيع كم كم كه راسخ گرديده ، شيعيان
هامش
( 1 ) بعدها كه نسخه اين المهدى كه با نسخه شيخ مقابله شده بود ، بدست ما رسيد و آن را ملاحظه و با نسخه خود مقابله كرديم ، ديديم در اكثر موارد عليه السلام نبوده بعداً اضافه شده و در برخى موارد بوده و بعداً حذف شده و خلاصه عموم من وجه است . هر چند اضافه شدن آن بيشتر است .