تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1164

مساهمون:

ص١١٦٤
به اتكا حافظه صورت گرفته ، موجب مىشود كه سهو ، امرى عادى و متعارف گردد . اما در مورد ابن اثير كه در نهاية با قيد « فى الاسلام » روايت را نقل كرده ، مطلب چگونه است ؟ او نيز از ديگران اخذ كرده است ، زيرا اين روايت با زيادتى « فى الاسلام » در مصادر ديگر قبل از ابن اثير هم بوده است . ما چون در قاعده « لا ضرر » بحث نمىكنيم لذا نمىتوانيم به تفصيل مطلب را دنبال كنيم و به اين مقدار اكتفا مىنماييم « 1 » .

خلاصهء بحث

نتيجه اين بحث كه در مطلب ما نيز قابل استفاده است ، اينكه ما دليل نداريم كه اصل عدم زياده حتى در جايى كه نوع مردم با توجه به خصوصيات مورد ، حتى ظنّ هم پيدا نمىكنند ، جارى و معتبر باشد و اصلًا ظنّى باقى نمىماند كه حتى در فرض انسداد و حجيّت مطلق ظنّ بتوان بدان تمسك نمود .

ج ) دوران امر بين اصل عدم زياده و اصل عدم نقيصه :

مرحوم آقاى خمينى ره ، مىفرمايند اگر امر داير شد بين اينكه ببينيم زيادتى در كار است يا نقيصه ؟ اصل عدم زياده مقدم است حتى اگر راوى نقيصه ، متعدد باشد
هامش
( 1 ) نمونه جالب و عجيب ديگر در اين بحث ، نقلى است كه ابن أبى جمهور احصايى در عوالى اللئالي از بعض كتب شهيد اول آورده كه ابو سعيد خدرى از پيامبر ( ص ) روايت كرده : « لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام » و بعد گفته است : ( اين عبارت محتمل است كه از شهيد اول باشد ولى به ظن قوى از خود ابن أبى جمهور است ) اين روايت در سنن أبى ماجه و سنن دارقطنى و مستدرك حاكم نيز نقل شده است ولى آنها غفلت كرده با اينكه مطابق مبناى بخارى و مسلم داراى شرط صحت بوده و بايد در صحيح نقل مىشده آن را در صحيح درج نكرده‌اند . ما پس از مراجعه به سنن ابن ماجه ديديم كه اولًا روايت از ابو سعيد خدرى نيست بلكه از ابن عباس و عبادة بن صامت است و ثانياً فى الاسلام ندارد . البته سنن دارقطنى نزد ما موجود نبود ولى مطابق نقل روايت ابو سعيد هست ولى فى الاسلام ندارد و همچنين در مستدرك حاكم فى الاسلام ندارد . حال دليل ثبت فى الاسلام در عوالى اللئالى در حالى كه در مصادر نيست به ظن قوى همان مطلبى است كه در مورد حافظه و استيناس ذهن اشاره كرديم . خصوصاً كه اهل سنت مىگويند فقه داير مدار پنج جمله است و اگر كسى اين پنج قاعده را در حفظ داشته باشد هميشه مىتواند در فروع آن‌ها را تطبيق نمايد . لذا در نوجوانى اين قاعده به اين شكل حفظ شده و در ذهن ماندگار گرديده و لذا هنگام تأليف چنين پنداشته كه تمام مصادر هم مطابق محفوظات اوست و بدون دقت در مراجعه چنين ضبط كرده است .