بعد مىفرمايند عجيب است كه يكى از رواياتى كه « لا ضرر و لا ضرار » در ذيل آن نقل شده ، حديث شفعه است ، اين حديث در منابع حديثى چون كافى بدون كلمهء « فى الاسلام » آمده ولى طريحى در مجمع البحرين كه نقل مىكند روى ارتكاز ذهنى كلمهء « فى الاسلام » را به حديث افزوده است و شايد همين انس و ارتكاز ذهنى باعث شده كه ابن اثير در نهاية اين حديث را با قيد « فى الاسلام » بياورد .
د ) بودن يا نبودن قيد « على مؤمن » در حديث لا ضرر :
فرمايش مرحوم آقاى خمينى ( ره ) در ثبوت قيد « على مؤمن »
مرحوم آقاى خمينى ( ره ) مىفرمايند : در اثبات كلمهء « على مؤمن » مىتوان گفت :
اولًا : هر چند كلمهء « على مؤمن » در روايات وجود ندارد مگر در روايت مرسل عبد الله ابن مسكان عن زرارة در قضيهء سمرة بن جندب . و على القاعده به روايات مرسل نمىتوان اعتماد كرد مضمون روايت و مطابقت اصل اين مضمون مرسله و جوهر قضيه آن با دو روايت معتبر ( عبد الله بن بكير عن زرارة و أبى عبيدهء حذاء « 1 » ) ، به نظر مىرسد روات اين دو روايت در نقل روايت قصد ذكر تمام خصوصيات را نداشته و مطلب ذكر شده را نيز نقل به معنى كردهاند . و مرسلهء زراره در صدد بيان تمام خصوصيات قضيه بوده است و در چنين شرائطى اولًا به قرينهء روايات تعبير معمولًا وثوق به صدور روايت ، مرسلى نيز كه با آن روايات اتحاد جوهرى دارند ، وجود داشته و ثانياً چون روايت مرسلهء زراره در صدد بيان تمام خصوصيات بوده ، وجود تمام قيود را اثبات مىكند و بنابراين ظاهراً قيد عبارت « على مؤمن » وجود داشته است .
ثانياً : بناى عقلا در دوران امر بين زياده و نقيصه بر تقديم اصالة عدم زياده بر اصالة عدم نقيصه است . بنابراين بودن قيد « على مؤمن » بر نبودن آن ترجيح دارد .
طرح اشكال : اگر گفته شود علت تقديم اصالت عدم زياده بر اصالت عدم نقيصه
هامش
( 1 ) وسائل - كتاب احياء الموات ، باب 12 ، حديث 1 و 3