ب ) اثبات كراهت وطى در دبر از مجموع روايات « 1 » :
در فتاواى فقها شهرت عظيم بر كراهت وجود دارد و با بررسى روايات مىتوان ابراز داشت ، تمامى روايات دال بر كراهت از جهت سند ضعيف بوده و قابل استناد نمىباشند .
ولى چنانچه موضوع واحدى در حد استفاضه نقل گرديده باشد ، اطمينان نوعى بر توثيق اجمالى يكى از روايات و نهايتاً اثبات مضمون مشترك روايات حاصل مىگردد هر چند تك تك روايات از جهت سند مورد وثوق نباشند .
در موضوع مورد بحث روايات متعددى كه از آن استفاده كراهت نمودهاند ، وجود دارد . با بررسى اين روايات مىتوان گفت دستهاى از روايات ظهور در كراهت ندارند ، مانند روايت صحيحهء صفوان بن يحيى « 2 » و مرفوعهء عبد الله بن أبى يعفور « 3 » چرا كه همانگونه كه قبلًا ذكر شد ، انجام ندادن عمل و يا حكم كردن امام به شخصى مانند عبد الله بن ابى يعفور كه از علما و بزرگان است مبنى بر عدم انجام عمل ، ممكن است به جهت خلاف شأن بودن آن باشد نه كراهت . و حمل روايت ابن بكير « 4 » بر نهى از وطى در دبر ، صحيح نيست چرا كه عبارات مندرج در روايت قطعى نيست و نسخههاى ديگر از روايت شامل عباراتى است كه از آن نهى از وطى در دبر استفاده نمىشود .
در دسته دوم روايات ؛ ملاك نهى ، ايذا ، قرار گرفته و مفهوم آن اين است كه در صورت عدم ايذا ، نهى وجود ندارد و در نتيجه اثبات كراهت نمىشود ( مانند
هامش
( 1 ) نتيجهء مطالب طرح شده در جلسهء چهارشنبه 14 / 7 / 78 اثبات عدم كراهت مىباشد ولى در اين قسمت با توجه به اينكه مطالب طرح شده ، در جلسات بعد تنظيم گرديده است ، استاد مدّ ظلّه از رأى ابراز شده ، عدول فرمودند .
( 2 ) وسائل باب 73 از ابواب مقدمات النكاح ، حديث اول - ج 20 ، ص 145 ، چاپ آل البيت
( 3 ) وسائل باب 73 از ابواب مقدمات النكاح ، حديث ششم - ج 20 ، ص 147 ، چاپ آل البيت
( 4 ) وسائل باب 72 از ابواب مقدمات النكاح ، حديث سوم - ج 20 ، ص 142 ، چاپ آل البيت