تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
داده ، براى جواز نظر نقل مىكنند . تقريب استدلال اين است كه در اين روايات ذكر نشده كه مواظب باشيد نامحرم موهاى وصل شده را نبيند پس ، معلوم مىشود كه نظر نامحرم به اين موها اشكال ندارد . سپس خود اشكال مىكنند كه اين حكم حيثى است و نفس متصل كردن مو را به مو تجويز مىكند و ناظر به جهت ديگرى همچون نگاه نامحرم نيست ، چون در خود وصل كردن مو به مو شبههء منع وجود دارد ، چون مثلًا ، تغيير خلق الله است ، در اينجا روايت متعرض اين جهت شده كه وصل مو به مو جايز است . آرى اگر وصل مو به مو دائماً با جهت ديگرى همچون نگاه همراه بود ، از جواز وصل ، جواز نگاه هم استفاده مىشد ، ولى چون اين تلازم دائمى نيست ، از روايت تنها حكم نفس وصل استفاده مىشود . ايشان در خاتمه ، با كلمهء « اللهم » خواسته‌اند جواز نظر شوهر را هم استفاده كنند « 1 » .

3 ) بررسى ادلهء جواز توسط استاد مدّ ظلّه

ما نخست به بررسى كلام مرحوم آقاى حكيم ( ره ) مىپردازيم ، پيش از بررسى كلام ايشان مناسب است نظرى به روايت سعد اسكاف كه وصل مو را جايز شمرده ، بيفكنيم . « عن سعد الاسكاف عن أبى جعفر عليه السلام قال سئل عن القرامل التى تصنعها النساء فى رءوسهن يصلنه بشعورهن فقال : لا بأس على المرأة بما تزينت به لزوجها » . حال مىگوييم اشكال آقاى حكيم به استدلال به روايات جواز از جهت حيثى بودن آنها وارد نيست ، زيرا اولًا ، در روايت سعد اسكاف صريحاً از تزين براى شوهر اسم برده ، در اينجا نمىتواند نگاه كردن شوهر به موى وصل شده ، جايز نباشد « 2 » .
هامش
( 1 ) عبارت مرحوم آقاى حكيم ( ره ) اين است : اللهم الّا ان يكون منصرف نصوص الوصل التزين للزوج فيكون حكم النظر مسئولًا عنه و لو ضمناً . ( 2 ) ( توضيح كلام استاد مدّ ظلّه ) : زيرا تزين براى زوج در جائى كه شوهر از نگاه كردن به مو محروم باشد ، مفهوم درستى ندارد ، مرحوم آقاى حكيم ( ره ) هم خود به اين نكته واقف بوده‌اند ولى تعبير ايشان تعبير نامناسبى است ، در جائى كه در روايت صريحاً از تزين براى شوهر سخن رفته ، تعبير « منصرف نصوص الوصل » مناسب نيست .