كه اگر عنوان مأخوذ در دليل ، حيثيت تقييديه باشد ، با زوال عنوان قهراً موضوع عوض مىشود و استصحاب جائى ندارد ، ولى اگر عنوان حيثيت تعليلية باشد و حكم بالذات به معنون خارجى تعلق بگيرد ، با تغيير عنوان ، معنون خارجى متعدد نمىشود ( آب همان آب است ، خواه تغيّر موجود باشد يا از بين رفته باشد ) قهراً استصحاب جارى است و مشكل عدم بقاء موضوع در كار نيست .
مرحوم آقاى داماد ( ره ) اين تفصيل را قبول نداشتند و مىگفتند كه اگر در حيثيت تقييديه هم حكم صلاحيت سرايت به خارج داشته باشد ، استصحاب را در معنون خارجى مىتوان جارى ساخت ، چون به هر حال ، خواه بالذات يا بالعرض ، شىء خارجى حكمى را دارا شده و پس از زوال عنوان ، موضوع تغيير نكرده ، و ما شك داريم كه حكم سابق باقى است يا نه ، با استصحاب به بقاء آن حكم مىكنيم .
خلاصه ، ملاك ، امكان سرايت حكم به خارج و عدم امكان آن است نه حيثيت تقييدى و حيثيت تعليلى .
6 ) تأييدى بر مبناى مرحوم آقاى داماد ( ره ) از باب مطهرات
در باب مطهرات دو عنوان انقلاب و استحاله ذكر شده ، بزرگان فرمودهاند : كه انقلاب بر خلاف قواعد عامه است و تنها با نص خاص ثابت مىگردد ، از اين رو ، تنها در باب تبديل شراب به سركه ، انقلاب مطهر است و اگر دليل خاصى در كار نبود ، انقلاب از مطهرات بشمار نمىآمد ، ولى استحاله مطابق قواعد عامه است و نيازى به نص خاص ندارد .
مرحوم آقاى داماد ( ره ) مىفرمودند كه اگر زوال عنوان مانع جريان استصحاب
هامش
اهل منطق است ، حكم هرگاه مربوط به عنوان باشد و نسبت دادن آن به معنون به جهت اتحاد عنوان با معنون است ، در اينجا عنوان واسطهء در عروض است و معروض حقيقى حكم ، عنوان است نه معنون ، ولى اگر حكم به توسط علت واقعاً بر معنون خارجى سرايت كند ، اينجا عنوان واسطهء در ثبوت است ، همچون آتش كه علت گرمى آب مىباشد در اينجا حرارت حقيقتاً بر آب عارض مىگردد و آتش تنها واسطهء در ثبوت است ، عنوان هم گاه تنها واسطه در ثبوت و حيثيت تعليليه است .