3 ) وجه دوم ؛ اطلاق ادله ،
اين وجه را هم مرحوم فخر المحققين ( ره ) آورده است . توضيح اين وجه اسن است كه ادلهاى وجود دارد كه نظر به اجزاء را حرام دانسته و اطلاق اين ادله ، حالت اتصال و انفصال اجزاء را شامل مىشود ، در كنز الفوائد هم به اين وجه اشاره كرده است ، در مستند مرحوم نراقى ( ره ) در مورد خصوص مو ، ادعاى اطلاق كرده ، ايشان مىفرمايد : در برخى روايات ، نظر كردن به شعور نساء ممنوع شمرده شده ، در صدق « شعر المرأة » لازم نيست شعر متصل به بدن باشد ، بلكه در مورد شعر منفصل هم اطلاق مىشود ، دو مطلب را به عنوان دليل اين اطلاق مىتوان ذكر كرد .
مطلب اول : عدم صحت سلب ، چون نمىتوان از موى منفصل عنوان شعر النساء را سلب كرد .
مطلب دوم : در مورد موى منفصل مىتوان بدون عنايت ، عنوان شعر النساء را به كار برد همچنانكه در بحث صلاة مىدانيم كه عنوان « شعر ما لا يؤكل لحمه » يا « و بر ما لا يؤكل لحمه » در اجزاء منفصل هم صدق مىكند ، موى گربه كه نبايد در بدن انسان در حال نماز باشد ، موى منفصل است ، پس ، عنوان شعر ، پس از انفصال هم صدق مىكند ، استعمال بدون تأوّل هم دليل حقيقت است همانطور كه مرحوم آخوند ( ره ) هم متذكر شدهاند ، پس ، اطلاق ادلهاى كه نظر به شعر النساء منع كرده ، پس از انفصال را هم شامل مىشود . در ايضاح و كنز الفوائد و جواهر ، از اطلاقات سخن رفته ، ولى توضيح ندادهاند كه چه اطلاقى است كه دربارهء اجزاء بدن نامحرم وارد شده و حالت انفصال را هم شامل مىشود . دربارهء خصوص مو ، صاحب مستند به روايات اشاره كرده ، در جواهر آلت را هم ضميمه كرده ، البته تعبير « و نحوها » را هم افزوده ، ولى در مورد ساير اعضاء ، غير مو و آلت ، ما فعلًا دليلى عام نيافتيم كه نظر را به طور مطلق حرام كرده باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) ( توضيح كلام استاد مدّ ظلّه ) : البته از برخى ادله همچون روايات معالجه طبيب نامحرم يا تغسيل اموات مىتوان حرمت نظر به اعضاء را به عنوان اعضاء ، استفاده كرد ، ولى اين ادله اطلاق ندارند كه حالت انفصال را هم شامل شوند .