مستحدثه باشد و نتوان اجماع متّصل را احراز نمود . به هر حال ، از ديدگاه ما در حرمت مسّ اشكالى نيست و ملازمهاى ميان جواز نظر و جواز مسّ وجود ندارد .
ب ) بررسى مسائل 41 و 42 :
1 ) متن مسألهء 41
« مسألهء 41 : يُكره للرجل ابتداء النساء بالسلام ، و دعاؤهنّ الى الطّعام و تتأكّد الكراهة فى الشّابّة » .
2 ) نظر مرحوم آقاى حكيم ( ره )
ايشان فرمودهاند كه دليل كراهت ابتداء به سلام از سوى مرد به زن ، روايت مسعدة بن صدقه است كه پيشتر خوانده شده كه « لا تبدأوا النساء بالسلام و . . . » ، با آنكه ظهور ابتدائى نهى ، حرمت است ، سبب حمل اين روايت بر كراهت آن است كه بنابر روايت صحيحهء ربعى بن عبد الله ، پيامبر اكرم ( ص ) به زنها ، و حضرت على ( ع ) به غير شابّه سلام مىكردهاند و نمىتوان فعل آنان را حمل بر حرمت نمود .
پس ، بايد نهى را در روايت مسعده ، نهى تنزيهى بدانيم نه تحريمى .
اما اين راه جمع اشكالى دارد و آن اين است كه از ظاهر تعبير صحيحهء ربعى برمىآيد كه سلام كردن به زنان ، سيرهء جارى پيامبر ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) بوده نه يك امر تصادفى و اتّفاقى ، و نمىتوان ملتزم شد كه آنان در سيرهء هميشگى خود مرتكب امرى مكروه مىشدهاند . بنابراين ، تعارض دو روايت همچنان پابرجا مىماند .
براى حل تعارض بايد بگوييم كه روايت مسعده موثّقة است و روايت ربعى بن عبد الله صحيح مىباشد ، و صحيحه بر موثقه تقدّم و ترجيح دارد ، پس ، بايد قائل به جواز شويم . مگر آنكه تعارض را به صورتى ديگر حل كنيم و بگوييم كه روايت نهىكننده از سلام كردن را بايد بر سلام كردن به شابّه حمل كرد .