تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١

4 ) اشكالات مشترك بر مرحوم آقاى حكيم و مرحوم آقاى خوئى قدس سرهما

اشكال اول : ايشان مسألهء مبايعهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را با زنان ، دليل بر حرمت مصافحه گرفته‌اند ، ولى اين امر دلالت بر حرمت ندارد ، زيرا در تمام موارد ، عمل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، دليل بر جواز آن كار مىباشد ، در برخى از موارد ، علاوه بر اين مدلول عمومى ، از فعل پيامبر ( ص ) ممكن است امور ديگرى هم همچون اثبات رجحان عمل يا نفى برخى از احكام خمسه استفاده شود . در بحث ما از فعل پيامبر ( ص ) مىفهميم كه مصافحه با زن‌ها همانند مردان در هنگام بيعت واجب نبوده است ، مستحب هم نبوده است ، و گرنه پيامبر ( ص ) اين گونه رفتار نمىكرد ، بلكه از فعل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم استفاده مىشود كه مصافحه ، مباح به معناى خاصّ خود كه متساوى الطرفين است و در فعل و ترك رجحانى نيست ، نمىباشد ، و گرنه حضرت كار غير متعارفى كه مؤونهء زائد داشته باشد ، انجام نمىداد . ولى آيا حتماً بايد مصافحه را حرام دانست ؟ پاسخ سؤال منفى است ، زيرا اگر مصافحه با زنان مكروه باشد ، حضرت حتماً آن را ترك مىكرد ، يا اگر مبايعه با زنان به آن شكل خاص دست در آب نهادن ، مستحب يا واجب بود ، قهراً حضرت اين كار را انجام مىداد ، يا اگر موارد مختلف بود و در برخى زنان ، مصافحه مكروه يا حرام بود مثلًا به جهت تحريم شدن آنها ، و در برخى ديگر ، مباح به معناى خاص هم بود ، حضرت قهراً چون نمىتوانستند زن‌ها را جدا جدا كرده و با هر يك ، به يك نحو بيعت كنند ، قهراً با همه به شكل در آب نهادن دست‌ها بيعت مىفرمودند . بنابراين ، به هيچ وجه نمىتوان شكل خاص مبايعهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را با زنان دليل آن گرفت كه مصافحه با تمام زنان به طور عام ، وجهى جز تحريم