تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
روايات داريم ؛ برخى روايات ، سلام دادن به زن و سلام كردن زن را تجويز كرده ، و در مقابل ، روايت شده است كه صداى زن عورت است ( و روى أنّ صوت المرأة عورة ) ، و به خاطر حصول لذّت ، نظر مورد قبول ما حرمت است .

2 ) توضيح استاد مد ظلّه دربارهء پاسخ مرحوم علامه ( ره )

چنين روايتى كه به صراحت صداى زن را عورت بداند ، در منابع حديثى و فقهى اماميه نقل نشده است و ما تا آنجا كه فحص كرديم ، در منابع عامه هم آن را نيافتيم . در توجيه و تحليل سخن مرحوم علامه ( ره ) بايد يكى از دو وجه ذيل را قائل شويم ؛ وجه اول : ممكن است مرحوم علامه ( رحمة الله عليه ) به اتكاء حافظهء خود اين امر را كه صداى زن عورت است ، روايت پنداشته و آن را به عنوان روايت تعبير نموده باشد ، همچنانكه مشابه اين امر براى آنها كه با اعتماد بر حافظهء خود مطلبى را مىنويسند يا نقل مىكنند ، بسيار اتفاق مىافتد « 1 » . وجه دوم : احتمال مىرود كه مرحوم علّامه ( ره ) از مفاد روايات ، اين مطلب را برداشت كرده باشد ، يعنى از مضمون اين روايت كه مرأة عورت است ، كه در روايات مربوط به سلام نيز مورد استناد قرار گرفته ، اين نكته را اقتباس فرموده كه صداى زن عورت است و صداى زن را مصداق آن كلى بشمار آورده است . بر اين اساس ، مراد از « رُوىَ » در كلام مرحوم علامه ( ره ) مضامين و مفاد روايات است نه خود نص روايت . اين احتمال دوم به نظر ما قوىتر است ، به ويژه با توجه به اينكه در خود روايات مربوط به منع از سلام دادن به زن كه مرحوم علامه ( ره ) در كلام خود به آنها اشاره فرموده ، به اين عورت بودن مرئه استناد شده است .
هامش
( 1 ) محمد خان قزوينى در يكى از نوشته‌هاى خود آورده كه من كتابى تأليف كرده بودم و آن را اثرى برجسته و محققانه مىپنداشتم . پس از آن كه كتاب به ايران آورده شد و محققان دربارهء آن نظر دادند ، به نادرست بودن تصور خويش پى برده ، تصميم گرفتم كه هيچ‌گاه به اتكاء حافظهء خود مطلبى را نقل ننمايم و حتى اگر خواستم سورهء اخلاص و قل هو الله احد را نقل كنم ، به مصحف مراجعه نمايم .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 898 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز