فهميده مىشود كه عورت بودن صوت ، اشاره به خصوص حرمت ابراز نيست .
اشكال دوم : اصل روايت بودن « صوت المرأة عورة » معلوم نيست ، چون در هيچ كتاب حديثى و فقهى از عامه يا خاصه ، چنين روايتى و لو به نحو مرسل ديده نشده ، نه مرحوم علامه ( ره ) و نه ديگران چنين حديثى را در جاى ديگر نقل نكردهاند ، در اينجا دو احتمال به نظر مىرسد ؛
احتمال اول : مرحوم علامه حلّى ( ره ) به اتكاء حافظه ، عبارتى را كه فقهاء تعبير كردهاند و آن را به عنوان علت فتوا ذكر كردهاند ، به عنوان روايت نقل كرده است « 1 » .
احتمال دوم : اينكه در روايات بسيار آمده : « المرأة عورة » ، مرحوم علّامه ( ره ) از اين روايت استنباط كرده كه « صوت المرأة عورة » ، از اين حديث چنين فهميده كه تمام جهات مربوط به زن كه با مخفى بودن تناسب دارد ، عورت مىباشد ، در نتيجه صداى زن هم عورت خواهد بود . در همين نقل مرحوم علامه ( ره ) در مسائل مهنّائيه كه ايشان روايات جواز سلام به مرأة و بالعكس را با روايت صوت المرأة عورة معارض گرفته است ، در روايات نهى از سلام ، به « المرأة عورة » تعليل شده كه از آن ممكن استفاده شود كه « المرأة عورة » به صداى زن هم مربوط است . احتمال اقوى احتمال دوم است .
اشكال سوم : روايت مرسله در صورتى ضعف سندش جبران مىشود كه مورد استناد قدماء قرار گيرد « 2 » ، ولى دربارهء عورت بودن زن يا حرمت استماع صوت زن
هامش
( 1 ) استاد مد ظلّه : يكى از منشأهاى متعارف اشتباه ، اتكاء به حافظه است ، محمد خان قزوينى مىگويد من كتابى نوشته بودم و خيال مىكردم عالىترين تحقيق در مسأله است ، اين كتاب كه به ايران فرستاده شد ، محققين نظر دادند ، معلوم شد به اتكاء حافظه مطالبى نقل كردهام كه اشتباه بوده است ، بعد از آن تصميم گرفتم هيچ چيزى را از حفظ نقل نكنم ، حتى اگر بخواهم« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »را نقل كنم ، قرآن را باز مىكنم و از روى قرآن مىنويسم .
( 2 ) استاد مد ظلّه : مرحوم آقاى بروجردى ( ره ) شهرت قدماء را حجت مىدانستند و مىفرمودند متون فتاواى فقهاء اصولى است كه يداً بيد متلقات از معصوم بوده و كاشف از رأى و نظر معصوم عليه السلام مىباشد ، شهرتى كه ذاتاً يا در مقام ترجيح مىتوان حجت باشد ، شهرت قدمائى است نه شهرت بين متأخرين كه بر پايه استنباطهاى خود ، نظرياتى دادهاند .