احكام مختص به آنها دانسته شده است ، بلكه ظاهر عبارت اين است كه جواز نظر به « وجه » و به « شعر » هر دو از اختصاصات نساء اهل كتاب است ، نه مطلق نساء ؛ و علّت آن هم اين است كه « لانهن بمنزلة الاماء » .
ج ) نظر شيخ صدوق در بارهء نظر به وجه و كفّين
شيخ صدوق نيز از جمله كسانى شمرده شده است كه به حرمت نظر به وجه و كفّين قائلاند . در بارهء عبارت شيخ صدوق بعداً بحث خواهيم كرد ولى اجمالًا وجه استظهار اين نظر از كلمات او اين است كه در كتاب الحج احاديثى است كه صورت زن بايد باز باشد و زدن برقع و مانند آن جايز نيست ، و اين مطلب ، در فتاواى فقها هم وارد شده است ، در يكى از روايات مسأله كه شيخ صدوق هم در مقنع آورده است ، حضرت مىفرمايد : « انْ مرّ بها رجل استترت منه بثوبها » « 1 » و چون شيخ صدوق اين روايت را در مقنع آورده است لذا استظهار كردهاند كه در نظر او ستر وجه از اجنبى لازم است .
البته بسيارى از فقها به همين روايت براى لزوم ستر وجه استدلال كردهاند .
ولى به نظر ما معلوم نيست كه صدوق جزء محرّمين بوده و نظر به وجه را حرام بداند ، چه اينكه اين روايت هم دلالت بر لزوم ستر وجه ندارد ، چون پوشاندن وجه تا « انف » يا « ذقن » يا « نحر » به صورت « اسدال » در روايات ديگر هم وارد شده است و آن را « امر در مقام توهّم حظر » دانستهاند ، چون محرّمه اگر بخواهد براى جلوگيرى از اذيّت گرد و غبار و يا گرما و خورشيد ، برقع بزند ، مجاز نيست ، ولى پوششى كه به صورتش نخورد و با فاصله آويزان باشد و به صورت نچسبد « اسدال » اشكالى ندارد . در روايات نسبت به « اسدال » ، تعبير امر به كار رفته است . و اين امر به جهت آن است كه بسيارى از زنان طبعاً مايل نيستند صورتشان باز باشد و غير از جهت حلال يا حرام بودن ستر ، نمىخواهند صورتشان را به اجنبى نشان بدهند ، لذا اگر منعى در كار
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة ، كتاب الحج ، ابواب تروك الاحرام ، باب 48 ، حديث 10