دربارهء دلالت كتاب مىگويد : قرآن نهى از نظر نكرده و نفرموده است : « لا تنظروا » ، بلكه فرموده است : غضّ بصر كنيد ، عنايت به اين تعبير از آن جهت است كه از « لا تنظروا » فقط حرمت در صورت تعمّد استفاده مىشود كه عمداً نبايد نگاه كرد ، ولى تعبير غضّ بصر به اين معنى است كه انسان بايد چشم به زير بيندازد يعنى جلوى نگاههاى اتفاقى را هم شرع مقدّس گرفته است و اين تعبير نشان دهندهء تأكيدى است كه قرآن بر حرمت نظر دارد . به علاوه ، « زينت » اختصاص به « بدن » ندارد بلكه شامل لباس و خلخال هم مىشود ، آيهء شريفهء
« خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »
شامل اين زينتها هست ، خداوند ، براى تأكيد نسبت به حرمت نظر به بدن أجنبيّه ، فرموده است كه حتى به زينت او نمىشود نگاه كرد تا چه رسد به بدن او ، و خلاصه تأكيدات قرآن و اطلاق و عموم آيات آن ، ترديدى بجا نمىگذارد كه ستر وجه لازم است .
ولى به نظر ما اين مطلب تمام نيست ، چون همانطور كه قبلًا توضيح داديم ، موضوع آيه قطعاً « مضيق » است و مقصود اين نيست كه به هيچ موجودى نگاه نكنيد ، با نفى اطلاق و عموم ، اقرب احتمالات در « متعلّق » غضّ بصر همان چيزى است كه دستور ستر نسبت به آن داده شده است يعنى از مردم خواسته شده است كه به آنچه سترش لازم است ، نگاه نكنند ، و اگر اين احتمال را اقرب ندانيم ، قدر متيقّن از لزوم غضّ بصر ، همين مقدار است و براى وجوب غضّ نسبت به بيشتر از آن ، آيه دلالتى ندارد .
همچنين مؤلف اين كتاب مىگويد چه « مِن » براى تبعيض باشد و چه براى تبعيض نباشد ، نبايد آيهء شريفه را مجمل بدانيم ، چون اين همه تأكيد براى يك امر مجمل ، بىمعناست . چگونه ممكن است چيزى كه مجمل است و مخاطب از آن استفادهاى نمىكند ، مورد تأكيد مكرر قرار گيرد ؟ !
به نظر ما اين مطلب هم ناتمام است ، چون لازمهء تأكيد بر مطلبى ، اين نيست كه آن مطلب ، همهء مصاديقش در هنگام آن خطاب روشن باشد ، مثلًا ممكن است در