چرا موضوع را در كلام خود مريد للتزويج قرار داده است ؟
قلت : از اين سؤال دوگونه مىتوان جواب داد : يكى آنكه چون موضوع بحث در كتب عامه ، مريد للتزويج بوده است و اختلاف آراء و اقوال در بين ايشان مربوط به اين موضوع بوده است ، لذا شيخ هم در كتاب خلاف ، اين موضوع را مطرح كرده است . جواب ديگر اين است كه « جواز » در كلمات قدما به معنى « عدم منع تحريمى و تنزيهى » است ، البته اطلاق « منع » اقتضاء « حرمت » دارد و لذا اگر به صورت مطلق چيزى را ممنوع اعلام كنند ، به معنى آن است كه حرام است ، ولى اگر بگويند : « فلان چيز ممنوع نيست » يعنى منع تحريمى و تنزيهى ندارد « 1 » در اينجا هم شيخ با به كار بردن تعبير « يجوز النظر » در مورد كسى كه قصد تزويج دارد ، نفى حرمت و كراهت از نظر به وجه و كفين كرده است ، ولى اين به معنى آن نيست كه در موارد ديگر جواز نظر هيچ گونه منع تنزيهى هم وجود ندارد .
ب - بررسى نظر شيخ مفيد در مقنعه در بارهء عدم جواز نظر به وجه و كفّين :
شيخ مفيد در مقنعه عبارتى دارد كه يك نحوهء اجمالى در آن وجود دارد ، ولى به نظر ما از آن استظهار مىشود كه شيخ مفيد نظر به وجه و كفين را استثناء نمىكند و قائل به حرمت است . عبارت او چنين است :
« اذا اراد الرجل أن يعقد على امرأة فلا حرج عليه أن ينظر الى وجهها قبل العقد و يرى يديها بارزة من الثوب و ينظر اليها ماشية فى ثيابها و اذا اراد ابتياع امة نظر الى وجهها و شعر رأسها و لا يحل له أن ينظر الى وجه امرأة ليست
هامش
( 1 ) نبايد پنداشت كه اين بيان مستلزم ارتفاع نقيضين است . زيرا « ممنوع است » و « ممنوع نيست » نقيض يكديگرند و اگر حدّ وسط و شق ثالثى وجود داشته باشد ، ارتفاع نقيضين لازم مىآيد ! اين توهم از آنجا ناشى مىشود كه مقتضاى « وضع » و مقتضاى « اطلاق » با يكديگر خلط مىشود ، « خوب است » ، و « خوب نيست » بالوضع نقيض يكديگرند ، ولى اطلاق « خوب نيست » اقتضا دارد كه اصلًا خوب نباشد ، يعنى بد باشد ، لذا بين خوب است و خوب نيست ، حدّ وسط وجود دارد . در بحث فعلى هم جواز بمعنى « عدم منع » است ، و وجود « منع » و « عدم منع » نقيض يكديگرند و ارتفاع آنها ممكن نيست ، ولى عدم منع بالاطلاق ، نفى هرگونه منعى و لو تنزيهاً مىكند ، لذا در جائى كه فعل مكروه است كه نه منع مطلق يعنى حرمت دارد ، و نه جواز مطلق هيچ يك از دو تعبير « يجوز » و « لا يجوز » به كار برده نمىشود .