تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
نباشد ، صورت خود را مىپوشانند چه ستر واجب باشد و چه واجب نباشد ، با توجه به اين نكته در اين روايت حضرت فرموده است همانطور كه براى جلوگيرى از گرد و غبار « اسدال » جايز است ، در برابر اجنبى هم محرمه مىتواند ثوب خود را در مقابل صورت و به شكل « اسدال » بگيرد ، و اين كار حرمت حجّى ندارد ، و لو اينكه برقع نبايد بزند ، با توجه به اين احتمال كه در روايت مطرح است ، و البته بعداً مورد بحث قرار خواهيم داد ، نقل اين روايت توسط شيخ صدوق ، نمىتواند بر حرمت نظر به وجه از نظر او باشد .

د - اشاره به برخى نكات از كتاب اسداء الرغاب ( راجع به بحث حجاب )

مؤلف هندى اين كتاب كه معاصر مرحوم سيد أبو الحسن اصفهانى متوفاى 1346 قمرى است . « 1 » مفصّل در بارهء حجاب بحث كرده است ، بعضى از مطالب آقاى خويى هم ، از همين كتاب است و لو ايشان مطالب او را خلاصه كرده است ، مثلًا بيانى كه آقاى خوئى در تفاوت بين
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
با
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
داشتند ، و نيز اين مطلب را كه گفتند امر به غض مقدمهء ترك نظر است ، از اين كتاب است همين طور آنچه را كه در معنى غضّ بصر به عنوان « قد يتوهم » ذكر كرده‌اند كه در قيامت مردم امر به غضّ بصر مىشوند تا حضرت فاطمه عبور كند ، و بعد از آن جواب داده‌اند ، از اين اخذ شده است ، روشن است كه آقاى خوئى اين كتاب را ديده‌اند و از آن برداشت كرده‌اند . « و قد يقال » در فرمايش آقاى خوئى ره ناظر به همان است . اين كتاب داراى مطالبى است ، و لو در خيلى از موارد آن ، مناقشه وجود دارد ، كه بعداً مطرح خواهد شد : يكى از مطالب آن اين است كه ايشان اصرار دارند كه ادله اربعه از كتاب و سنت و عقل و اجماع ، دلالت بر حرمت كشف وجه دارد و از آن جمله
هامش
( 1 ) استاد ، متولد همين سال مىباشد .