كما هو فى بعض النسخ . ب ؛ المراد بالجلباب ما يكشف بوضعه سائر الجسد غير الشعر و ما يجوز لهنّ كشفه ، اذ قد فسّر بالقميص ايضاً » . يعنى حق ندارد لباسهائى كه بدنش را مىپوشاند بيرون آورد . »
نظر استاد مد ظله : كلمهء « غير » زيادى نيست چون تمام نسخ معتبر عيون مشتمل بر اين كلمه است « 1 » و اكثر نسخ علل نيز « غير » را دارد . معناى روايت اين است كه خيال نكنيد لباسى كه قواعد مىتوانند بردارند منحصر به جلباب است بلكه غير آن را نيز مىتوانند بردارند . غير الجلباب عبارت از « خمار » است يعنى علاوه بر جلباب كه صورت را مىپوشاند ، مىتواند روسرى را كه موها را مىپوشاند ، بردارند و صورت و مو هر دو ديده شود و اين نكته مقدمه مطلب ذيل روايت است « فلا بأس بالنظر الى شعور مثلهن » .
نتيجهء مباحث گذشته
دليل عامى كه نظر به اجنبيّه را مطلقاً ( حتى وجه و كفين ) را حرام بداند ، پيدا نكرديم . پس بايد ادلهء خاصه را مورد بحث قرار بدهيم و اگر دليلى بر حرمت نيافتيم ، همين مقدار براى جواز ظاهرى كافى است . يعنى اگر دليلى بر حرمت نداشتيم طبيعتاً جواز نظر ثابت است بلكه ادلهء خاصه هم بر جواز داريم كه مطرح مىكنيم .
ج - اقوال فقهاء
1 ) بررسى اقوال
بررسى اقوال مشهور علما و اعراض آنها ، در استفاده از روايات بخصوص طبق مبناى انسداد - كه ما آن را بعيد نمىدانيم - دخيل است ، بنابراين نگاهى به اقوال فقهاء مىاندازيم : صاحب رياض « 2 » مىگويد : « جماعتى » به جواز نظر به وجه و كفين
هامش
( 1 ) از آن جمله نسخهء بسيار قديمى و معتبر كه قطعهاى از عيون و أمالى و علل را دارد كه در قرن ششم نوشته شده و در كتابخانه مجلس موجود است . البته نقل اين نسخه چنين است « فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهن » غير الجلباب .
( 2 ) رياض ج 2 ص 74