تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
معلوم الضعف شاگردى كند و احاديث كثيره‌اى را از او اخذ كند . و قول به اصالة العداله و اين حرفها در حق مرحوم صدوق حرف مقبولى نيست . « ما جيلويه » نيز از مشايخ صدوق است . « احمد بن محمد بن خالد و پدرش نير ثقه هستند » . البته محمد بن على الكوفى اشكال دارد ولى در اين سندِ مورد نظر نيست .

دلالت روايت :

به دو تقريب مىتوان به روايت استدلال كرد : تقريب اول : استدلال به « لفظ ما أشبه الشعور » در رواية با اين بيان كه نگاه به مو حرام است چون مهيّج شهوت است و همچنين هر عضوى كه مانند « مو » مهيّج شهوت است ، و از جمله آنها صورت زن است . تقريب دوم : استدلال به « عموم تعليل » . « لما فيه من تهييج الرجال و ما يدعوا اليه التهييج من الفساد و الدخول فيما لا يحل و لا يجمل » . چرا نظر به مو حرام است ؟ چون مهيّج شهوت است و تهييج شهوت به فساد منجر مىگردد و روشن است كه صورت بيشتر از مو محرك شهوت است ، بنابراين نظر به صورت نيز حرام است . بررسى تقريب اول : معلوم نيست كه مراد از « ما أشبه الشعور » امورى باشد كه محرك شهوت است ! شايد معنى روايت اين باشد كه « ما أشبه الشعور » يعنى مواضع ديگرى كه مانند مو است ، از اين نظر كه پوشش آنها لازم است . خلاصه شايد وجه مشابهت لزوم ستر باشد نه مهيج بودن . و در اين صورت بايد مصاديق آن را از دليل ديگرى بدست آورد اگر پوشاندن صورت به عنوان
« ما ظَهَرَ »
لازم نباشد در نتيجه نظر هم حرام نخواهد بود و معلوم نيست كه داخل « ما أشبه الشعور » باشد . بررسى تقريب دوم : اولًا در مورد عموم تعليل و لو قبول داشته باشيم كه صورت مهيج است مثل مو ولى چون نگاه كردن به مو متعارفاً ملازم با نگاه به صورت نيز مىباشد و تهييجى كه در چنين نگاهى است ، بيشتر از تهييجى است كه در نگاه
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 430 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز