( توجه : بحث استاد در خصوص عدم استبعاد اينكه مراد از « ما ظهر » در آيه شريفه ثياب باشد را بعد از تقريب استدلال و نقد آن ، به صورت بحث مستقل تقديم مىكنيم . )
پس ملاحظه مىشود در هر دو تحليل از استثناء ، عمومى براى آيهء شريفه اثبات مىشود و آن وجوب ستر در حق زن مىباشد كه بايد زينتهاى خودش را تمام عيار بپوشاند .
2 ) نقد استدلال :
اولًا تعبير مسامحى به استثناى منقطع در كلام آن دو بزرگوار را پيشتر به آن پرداختيم و اما اينكه استثناى متصل باشد و مراد از ما ظهر ، ثياب باشد ، بعد از اين بحث مىكنيم و استبعادى ندارد .
اما جواب از اين استدلال : اين كه دليلى وجود ندارد كه متعلق حكم ( يعنى مستثنى منه ) بدن باشد و اينكه از
« زِينَتَهُنَّ »
در آيه شريفه بدن زنها اراده شود قابل مناقشه است و با هيچ ظهورى از اين لفظ آن معنى استفاده نمىشود .
توضيح ذلك : حمل كردن زينت بر بدن با يكى از سه طريق ، ممكن است : اول آنكه آن را مجاز در حذف بدانيم و بگوييم كه مراد « مواضع زينتهنّ » بوده است . ديگر آن كه به نحو مجاز در كلمه به علاقهء حال و محل به خود بدن واژهء زينت اطلاق شده باشد . سوم اينكه به معناى كنايى مراد از عدم ابداء زينت را حرمت ابداء محلّ زينت بدانيم ، زيرا با نشان دادن انگشتر يا سرمه مثلًا خود دست يا چشم هم ابداء مىشود .
هر چند اطلاق زينت بر بدن به يكى از اين تصويرات ممكن است ، ولى دليل و قرينهاى در آيهء شريفه وجود ندارد تا اين اطلاق را تصحيح كند و ما از ظهور حقيقى آن دست برداريم . در آيهء شريفهء : « و لا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ » نيز مراد از زينت را خلخال دانستهاند و مصداق ظاهر زينت نيز زيورآلات مىباشد نه بدن .