تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
اينجا ملازمه را مىگوييم و مىگوييم كه بايد ستر كند الا اينكه دليلى اجتهادى بر عليه اين اصل عقلائى اقامه شود و ترخيصى از مولى حتى در موارد نظر عمدى به وجه و كفين صادر شده باشد . ولى مورد بحث در اينكه ستر واجب است يا نه ؟ اين است كه وجه و كفين هم مثل ساير اعضاء بدن زن ( مثل سوأة و . . . ) است يا نه ؟ كه لزوم ستر باشد و لو يقين نداشته باشد و اتفاقاً نگاه به او پيش بيايد . مسلماً دليلى نداريم و آن اصل اقتضائى عقلائى كه منحصر به يقين به نظر تعمدى نامحرم كه قائل بوديم اينجا نمىآيد .

ب - بحث در بارهء دلالت « لا يبدين زينتهنّ الّا ما ظهر » بر عموم وجوب ستر :

( اين آيه دلالت مطابقى بر ستر دارد و مستقيماً مربوط به ستر است )

1 ) تقريب استدلال :

استثناى در آيهء شريفه به دو صورت تحليل شده است : يكى استثناء منقطع كه مرحوم آقاى شعرانى و مرحوم آقاى داماد ( رحمهما الله ) نظرشان اين بود . به اين بيان كه مراد از مستثنى موارد ظهور غير اختيارى است و خارج از تكليف است و اساساً داخل در مستثنى منه نيست بنابراين ذكر و عدم ذكر مستثنى در نتيجهء مفاد آيه تأثيرى ندارد و در حقيقت براى تأكيد بر مطلبى است كه بدون استثناء هم فهميده مىشود و مفاد آيه اين است كه ابداء زينت و اين كه زن خودش را به نامحرم نشان بدهد حرام است و استثنائى هم ندارد و بالعموم وجوب ستر وجه و كفين هم از آن استفاده مىشود . دوم استثناء متصل به اينكه مراد از
« ما ظَهَرَ »
و مستثنى در آيه شريفه خصوص ثياب است . پس به موجب اين آيه تنها چيزى را كه زن مىتواند ابداء كند فقط ثياب است و باقى موارد از جمله زينت‌ها و بدن و وجه و كفين و . . . بايد مستور بماند .