پاى حيوان را مىگيرم و ديگرى كارد را به سر حيوان مىكشد ، نگاه داشتن دست و پاى حيوان قطعاً از مصاديق تعاون بر كشتن حيوان است و اگر كشتن حيوان حرام باشد ، نگاه داشتن دست و پا هم حرام مىگردد ، هم بناى عقلاء بر تحريم اين امور است و هم انسان بالفطره از حرمت كشتن ، حرمت اين مراتب را هم استفاده مىكند ، بنابراين نقضهايى كه آقاى خوئى از سيره عقلاء مىآورند به اين بيان وارد نيست .
در محل كلام هم فرض اين است كه مرد مىداند كه اگر - مثلًا - بدنش را آشكار كند ، زن بدان نگاه مىكند ، در اينجا هر چند غرض مرد از آشكار كردن بدن نگاه زن نيست ، ولى نگاه زن در همين حال صورت مىگيرد ، هم چنان كه در مثال كشتن حيوان ، ممكن است قصد كسى كه دست و پاى حيوان را مىگيرد تحقق كشتن از ديگرى نباشد و مثلًا براى تماشاى قسمتهايى از بدن حيوان دست و پاى او را گرفته است ولى وقتى مىداند كه با اين كار ، حرام تحقق پيدا مىكند دست و پا گرفتن مصداق حرام مىگردد و محرم مىباشد .
و اين فرق دارد با اين كه نانوا ، نان به ديگرى مىفروشد و او در خانه با آن افطار مىكند ، آرى اگر شخص الان مىخواهد افطار كند من نان بدست او مىدهم از ادله حرمت تعاون ، حرمت اين صورت هم استفاده مىشود و سيره هم بر خلاف آن نيست .
در ما نحن فيه هم چون در همان آن نگاه زن ، كشف مرد صورت مىگيرد و اصلًا مقوّم نگاه زن ، كشف مرد است ، ديگر نمىتوان كشف مرد را جايز دانست .
6 ) قيد لازم در محل بحث
مرحوم سيد تعمد را لازم دانستهاند ، ولى اين قيد كافى نيست ، بلكه بايد معذور نبودن را هم قيد كرد ، بنابراين اگر زن در نگاه كردن معذور باشد ، مثلًا مرجع تقليدش نگاه زن به مرد را جايز مىداند به طور كلى يا در مواضعى كه سيره بر كشف آن جارى است ، چنانچه ما بدان عقيده داريم ، در اين صورت هر چند مرجع تقليد