اين مورد تنها دليل بر حرمت تعاون در كار است و تعاون در جايى است كه هر دو طرف قسمتى از عمل را انجام ميدهند ، مثلًا اگر چند نفر با هم سنگى را بردارند ايشان در انجام اين كار با يكديگر تعاون دارند ، يا اگر براى اعدام يك نفر چند نفر بايد با هم وارد عمل شوند ، بر عمل اشتراكى آنها عنوان تعاون صدق مىكند ، ولى اگر در جايى ديگرى عمل حرام انجام مىدهد و من تنها برخى از كارهايى كه انجام حرام بدون آنها ممكن نيست انجام مىدهم ، در اينجا تعاون صدق نمىكند .
و در جايى كه تعاون بر اثم صدق نكند ، دليلى بر حرمت نداريم بلكه سيره ، دليل بر جواز است ؛ زيرا نمىتوان پذيرفت كه اگر نانوا در ماه رمضان بداند اگر به ديگرى نان بفروشد او با آن افطار حرام مىداند ، در اينجا فروش نان محرّم مىشود و همين طور در ساير شغلها .
5 ) بررسى كلام مرحوم آقاى خوئى - قدس سرّه - توسط استاد - مد ظلّه
قسمتهايى از كلام ايشان براى ما روشن نيست ، ايشان مىفرمايند اگر انسان قصد انجام حرام از ديگرى را داشته باشد تعاون صدق مىكند ، ولى اگر قصد نداشته باشد ، تنها علم به تحقق حرام از ديگرى داشته باشد ، نه تنها تعاون صدق نمىكند اعانت هم صدق نمىكند ، ما نمىفهميم كه در صدق تعاون و عدم صدق آن چه فرقى بين قصد و عدم قصد وجود دارد ؟ !
آنچه ما مىفهميم بين مقدّمات بعيده و مقدمات قريبه فرق است ، در مقدمات قريبه حرام تعاون صدق مىكند و محرم مىباشد به خلاف مقدمات بعيده اگر قرار باشد تمام امورى كه در تحقق حرام دخيل است ( و لو به نحو اعدادى ) حرام باشند ، بايد تمام كارهاى عالم تعطيل شود ولى اين بدان معنا نيست كه اگر در حال حصول حرام مقدّمات فاعليت فاعل را فراهم كند ، البته فاعل كس ديگرى است ولى زمينه را من فراهم مىكنم ، مثلًا كسى مىخواهد حيوانى را بكشد ، من دست و