كه متكلم در مقام استغراق عرفى است ( نه استغراق حقيقى ) در نتيجه اگر استثنا اندكى هم واقعاً در كار باشد ، لازم نيست در كلام ذكر گردد ، ولى با آوردن استثنا اين احتمال منتفى مىگردد ، زيرا وقتى متكلم در مقام استثنا برآمده و تنها به ذكر يك نكته بسنده كرده معلوم مىگردد كه در مقام استغراق حقيقى بوده و استثنا هم منحصر به همان مورد است و گرنه مىبايست استثناهاى ديگر هم ذكر مىكرد ، بنابراين ذكر استثنا عموميت حكم را تأكيد مىكند .
ذكر يك عبارت از سيد مرتضى در روشن شدن مطلب مفيد است ، سيد مرتضى خبر واحد را حجت نمىداند ، و رسالهاى در اثبات آن نگاشته است وى از جمله به اين دليل بر عدم جواز عمل به خبر واحد تمسك مىكند كه شرط عمل به خبر واحد ، عدالت راوى است ، عدالت فرع صحّت مذهب است ، و اكثر روات فاسد المذهب مىباشند و براى اثبات آن اين عبارت را مىآورد : . . . و الى قمى مشبّه مجبر فانّ القميّين كلّهم اجمعين من غير استثناء لاحد منهم الّا ابا جعفر بن بابويه كانوا بالامس مشبهة مجبرة و كتبهم و تصانيفهم تشهد بذلك « 1 »
در اين عبارت سيد مرتضى انواع تأكيدات را به كار گرفته است ، اولًا جمله اسميه به كار برده است . ثانياً : انّ آورده است . ثالثاً : جمع محلّى به الف و لام استعمال كرده كه افاده عموم مىكند . رابعاً : كلّهم را به جمله افزوده است . خامساً : كلمه اجمعين را هم ضميمه كرده است . سادساً : عبارت « من غير استثناء لاحد منهم » را هم در جمله به كار گرفته كه استغراق حكم را تأكيد مىكند . و پس از اين همه عبارت استثناء « الّا ابا جعفر بن بابويه » ( شيخ صدوق ) را هم اضافه كرده است كه شمول حكم را نسبت به باقى تحت الاستثناء تأكيد مىكند و مىرساند كه متكلم در مقام ذكر استثنا هم بوده و با اين حال تنها اين يك مورد را ذكر كرده است ، و مراد از استغراق استغراق حقيقى است نه عرفى خلاصه استثناء متصل هم شمول حكم را تأكيد مىكند ، ولى استثناء منقطع تأكيد بيشترى را مىرساند چنانچه توضيح آن از كلام مرحوم آقاى داماد - قدس سرّه - در جلسهء قبل گذشت .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) رسائل الشريف المرتضى 3 : 310 ، گفتنى است كه اين عبارت مرحوم سيد سبب گرديده است كه مولى أبو الحسن شريف عاملى رساله تنزيه القميين را در پاسخ بدان به رشته تحرير درآورد كه چند بار چاپ شده است كه جديدترين آنها در مجله تراثنا ، شماره 52 درج شده است .