ذكر كردهاند ( / حرمت اعانة بر اثم ) خود دليل روشنى است كه اين ذيل مربوط به مسأله عورت نيست ، چون لزوم ستر عورت از باب حرمت اعانت بر اثم نيست بلكه ستر عورت - ذاتاً - لازم است « 1 » .
3 ) توضيح مسأله
مرحوم سيد هم چون فقهاى قبل مانند صاحب جواهر مسأله لزوم ستر و جواز كشف را از مسألهء حرمت و جواز نظر جدا كردهاند ، فقها اين موضوع را معمولًا در دو باب طرح مىكنند : يكى در بحث ستر و ساتر در كتاب الصلاة ، لزوم ستر عورت در صلاة را ذكر كرده مىنويسند كه مرد بايد « سوأتين » خود را در نماز بپوشاند و زن تمام بدن را بجز وجه و كفين و قدمين ، به تناسب اين بحث ستر صلاتى ، بحث سترى كه وجوب فى نفسه و قطع نظر از صلاة داشته را عنوان مىكنند كه انسان در هر حال بايد برخى از اعضاء خود را از نگاه ديگران پوشيده دارد ، به مناسبت اين بحث استطرادى ديگرى عنوان مىشود كه حكم نگاه چيست ؟ ولى معمولًا بحث استقلالى نگاه در كتاب النكاح عنوان مىشود ، در كتاب النكاح هم گاه استطراداً مسأله ستر را عنوان مىكنند .
بهر حال مسأله ستر و مسأله نگاه دو مسأله جداگانه است و ادله مختلف هم دارد . مرحوم سيد در اين مسأله حكم ستر را عنوان كرده مىفرمايد بر مرد لازم نيست بدنش را بپوشاند ، ولى زن نبايد نگاه كند كه شايد مقصود حرمت نگاه زن حتى به وجه و كفين مرد هم باشد ، قدر مسلّم مسأله حرمت نگاه زن به غير از وجه و كفين است ، ولى بر مرد ذاتاً ستر اين مواضع لازم نيست ، مگر عورت كه مىبايست
هامش
( 1 ) ( توضيح كلام استاد مد ظلّه - ممكن است اين اشكال به ذهن خطور كند كه ستر عورت وجوب نفسى ندارد بلكه وجوب آن طريقى است و اگر ناظر محترمى در كار نباشد ، ستر عورت ذاتاً لازم نيست . ولى بايد دانست كه ستر عورت به مناط اعانه بر اثم نيست ، بنابراين اگر ناظر در نگاه كردن معذور هم باشد مثلًا از روى جهل يا عدم اختيار ( هم چون نگاه تصادفى ) هم نگاه صورت گيرد باز ستر عورت بر انسان واجب است ، پس لزوم ستر عورت از تنجز تكليف يا وجود تكليف ديگرى به حرمت نگاه ناشى نشده است .