تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
« موجودات همه مسبوق به عدمند الا ذات بارى تعالى » استثناء متصل است نه منقطع ، هر چند محكوم بودن بارى تعالى به مسبوقيت بالعدم ، امر محالى است . يا در دعاى رجبيه آمده است « لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك و خلقك » اين استثناء نيز متصل است هر جند حكم عدم الفرق مستحيل است كه به عباد تعلق بگيرد . چنانچه در « لا إله الا الله » نيز استثناء متصل است ، هر چند خداوند واجب الوجود است و سلب وجود از او امرى محال است . در مورد بحث ما نيز اگر معناى
« ما ظَهَرَ »
ما يظهر اضطراراً و بنفسه هم باشد ، استثناء منقطع نيست چون زينتهائى كه خود به خود ظاهر است نيز مصداق زينت است و صدق ابداء در مورد آنها ذاتاً مانعى ندارد . البته چون ابداء در مورد اينها تحصيل حاصل است و حكم عقلى بديهى است كه تحصيل حاصل تكويناً محال و تشريعاً قبيح است ، اگر در لسان شارع مقدس استثناء هم نمىشد ، عقل مستقلًا استثناء مىكرد . ان قلت : شمول « موضوع حكم » بما هو هو نسبت به موردى براى متصل بودن استثناء كافى نيست بلكه مىبايست « حكم » نيز شامل آن مورد شود و بعد فردى از افراد از عموم حكم خارج شود تا استثناء متصل باشد و در آيه شريفه زينتهايى كه خود به خود ظاهر مىگردند ، هر چند از افراد « زينت » هستند ولى « ابداء الزينه » در مورد آنها صدق نمىكند و
« ما ظَهَرَ »
از « زينت مجرداً عن الحكم » استثناء نشده است بلكه از « ابداء الزينه » استثناء شده است و مىگويد « ابداء الزينه » در چنين موردى جايز است و چون در مورد
« ما ظَهَرَ »
ابداء صدق نمىكند لذا استثناى آن استثناى منقطع است . قلت : اگر بپذيريم كه در چنين مواردى « ابداء » صدق نمىكند لكن منشأ عدم صدق ، استحالهء متعلق حكم است نه نقصى در صدق عنوان ابداء بر آن . و در چنين مواردى مانند « لا إله الا الله » و . . . استثناء متصل است . به بيانى ديگر : چون نهى از ابداء زينت در مواردى كه خود به خود ظاهر است ،