زوال النّقاب عن بعض الوجه بالريح و مثلها ، فقيّد فى هذه الاخبار الزينة الظاهرة و الحاصل أنه لا فرق بين الوجه و الكفين و ساير الاعضاء ، اما اختياراً فلا يجوز ابداء هما و النظر اليها ، و امّا اضطراراً فهو خارج عن التكليف و لا حرج فيه ، و إنّما خص ذكر الوجه و الكفين فى الاستثناء لغلبة الاضطرار و الظهور بنفسها فيها » « 1 »
3 ) اشكال بر بيان مرحوم آقاى شعرانى
چگونه مىتوان اين همه روايات را بر صور نادر حمل كرد ؟ آيا صرف اينكه پوشيدن جوراب و پوشاندن كف دست ، معمول و متعارف نيست ، آن را از اختيار انسان خارج مىكند ؟ مگر عادت نداشتن مردم به پوشيدن جوراب و دستكش ، اضطرار را محقق مىكند ؟ با پوشيدن جوراب و دستكش به دست كردن ، اضطرارى پيش نمىآيد ، اگر كسى براى پوشاندن دست و صورتش تحفظ نمايد و سعى كند تا آشكار نشود ، مواردى كه بر اثر - مثلًا - باد ، دست و صورت كه آشكار مىشود ، بسيار نادر است و اين همه روايات را نمىتوان بر افراد نادر حمل كرد .
پس اگر تصورات آقايان صحيح باشد ، لازمهاش آن است كه اين همه روايات را كنار بگذاريم ، آيا اين همه روايات مسلّم كه از معصومين صادر شده ، مىتوان ناديده گرفت ؟ بايد آنها را حل كرد .
4 ) حلّ مسأله از نظر استاد مد ظلّه
دو تصور ديگر نيز در معناى
( ما ظَهَرَ )
وجود دارد كه معيار در روايات هم همينهاست و مغفول عنه اين آقايان واقع شده و روايات در واقع شاهد بر آن است .
1 -
« ما ظَهَرَ »
يعنى آنچه بر حسب طبيعت بشرى ظاهر مىشود ، در تفسير كشاف و جاهاى ديگر نيز همين معنا را ذكر كردهاند كه علت اينكه وجه و كفين را
هامش
( 1 ) الوافى ج 22 ، ص 818