تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
استثناء كرده‌اند ، اين است كه بالاخره زن ، بشر است و مىخواهد رفت و آمد كند نمىتواند در خانه محبوس باشد ، بيرون نرفتن و در خانه ماندن ، براى زن ، حرج است ، بالطبع بايد دست و صورت آشكار باشد ، گويا آيه شريفه مىگويد : اعضايى كه پوشاندن آنها حرج نوعى و حرج طبيعى است ، لازم نيست ، بپوشاند . ناظر به آنچه كه بين مردم متعارف است نيست . اگر احياناً در زمانى با بدن عريان بيرون مىآيند ، آيه ناظر به وضع خارجى افراد نيست ، بلكه معيار طبع بشر است كه اگر عضوى را بپوشاند ، بر حسب حرج و مشقت فراوان مىشود ، لذا استثناء شده است . البته اين مفاهيم در بعضى از مرزها قابل تشكيك است ، لذا در روايات ، مرزى برايش قرار مىدهند . 2 - اعضاى بدن انسان از جهت پوشيده بودن يا آشكار بودن متفاوت است ، صرف نظر از مسأله حرج ، همه اعضاى بدن انسان آشكار نيست ، در گذشته هم اينطور نبوده كه مثل حيوانات همهء بدن انسان عريان باشد ، عورت ، سينه ، بدن و سر در زمستان معمولًا پوشيده بوده است . ولى به حسب طبع بشرى ، صورت پوشيده نمىشود حتى در زمستان ، بر خلاف اينكه وقتى انسان حمام مىرود ، همه اعضاى بدنش ، كشف مىشود ، به بدن ،
( ما ظَهَرَ )
گفته نمىشود ، ما ظهر على وجه الاطلاق به اعضايى گفته مىشود كه در تمام حالات آشكار باشد . قرآن در صدد بيان يك حكم تأسيسى است ، اينكه در تابستان سر و گردن آشكار است ، بايد بپوشانند ، مثل صورت نيست كه هميشه آشكار باشد ، بعضى از اعضاء در تابستان بخاطر گرما آشكار مىگردند ، مىگويد : اگر عضوى به حسب طبع بشرى در همه حالات ظاهر باشد ، استثناست . ولى اعضايى كه معمولًا پوشيده است يا در بعضى از مواقع پوشيده و در بعضى از مواقع آشكار است ، استثناء نيست و بايد پوشانيده شود . « * و السلام * »