ج ) جايگاه روايت در بيان مرحوم آقاى داماد و مرحوم آقاى شعرانى
1 ) در خصوص بيان آقاى داماد كه حكم حجاب را تأسيسى دانسته ،
چنانچه همگان تأسيسى مىدانند ، ولى به همان بيان مورد نظر آقاى شعرانى ، مع ذلك ، به روايات كه رسيدهاند ، وجه و كفين را با استفاده از روايات استثناء كردهاند ، ولى اين شبهه را پاسخ ندادهاند كه با بيانى كه شما داشتيد ، روايات بر خلاف حكم عقل است . ، چون اگر
( ما ظَهَرَ )
را در آيه شريفه ، ظهور اختيارى بدانيم ، به بيانى كه گذشت ، خلاف عقل خواهدبود ، و اگر
( ما ظَهَرَ )
را ظهور نوعى بدانيم ، حكم حجاب ، حكم امضايى و تقريرى خواهد بود كه نپذيرفتند .
پس به ناچار
( ما ظَهَرَ )
متعين در « ظهور بنفسه » خواهد بود ، در اين صورت چگونه بايد روايات را معنا كرد ؟
ايشان به بيانى مفصل استثناء وجه و كفين را استفاده كرد و از اين شبهه پاسخ ندادهاند ، ولى آقاى شعرانى در مقام حلّ مسأله برآمدهاند :
2 ) آقاى شعرانى معتقد شدهاند كه ذكر اين موارد در روايات ، « جرياً على الغالب » است .
چون غالباً وجه و كفين ، به طور غير اختيارى ظاهر مىشود ، لذا در روايات آنها را ذكر كردهاند . عبارت را ملاحظه كنيد :
« و قد فسّر فى هذه الاخبار ما يظهر بنفسه من غير اختيار بالوجه و الكفين و ذلك لانّ المرأة ليست بمعذورة أن ظهر بعض أعضائها الآخر كالجيد و الصدر و السّاق لانّها لا تظهر بنفسها فى غالب عادات النساء الّا أن يكون فى بيتها فيطلع عليها رجل أجنبى به غير اختيار و يرى غير الوجه و الكفين و يشمله قوله تعالى الّا ما ظهر منها و لكن اتفاق وقوع مثله قليل ، و انّما يتفق الظهور بنفسه من غير اختيار غالباً فى الوجه و الكفين و القدمين لخروج المرأة فى حوائجها و عدم اعتياد لبس الجوارب و ستر الكف و