تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
ثانياً : ارادة الظهور را مستوعب دانستند ، درحالىكه مستوعب نيست ، ممكن است اشخاص اراده ظهور داشته باشند و ممكن است نداشته باشند ، تكليف مخصوص شخص مريد للظهور نيست ، تكليف عام است ، هم شامل مريد است و هم شامل غير مريد .

2 ) قيد متصل و منفصل در مستثنى

اشكال ديگرى كه در كلام ايشان هست و نوعى مسامحه مىباشد ، اين است كه ايشان ذكر قيد را همراه استثناء مستوعب لازم مىدانند و اگر بخواهند قيد را به تأخير انداخته و يكى ، دو روز بعد ذكر كنند ، قبيح است ، اگر قيد وجه و كفين را متصلًا ذكر كنند ، بلامانع است ولى اگر منفصلًا ذكر كنند ، قبيح است . بنابر تقريبى كمه ما عرض كرديم ، اين نكته نه ارتباطى به مستوعب بودن و مستوعب نبودن دارد و نه ارتباطى به متصل و منفصل بودن قيد ، به نظر ما اگر قيد را متصل هم ذكر كنند ، بازهم صحيح نيست ، مثلًا : اگر بگويند : « زنا حرام است مگر زناى حاصل شده در فلان روز » به قيد الحصول صحيح نيست ، يا امر به نماز كنند به قيد حصول نماز . زيرا همه تكاليف ، بايد لااقتضاء باشند ، نمىتوان ، تكليفى را مقيداً بالفعل ، يا مقيداً بالترك جعل كرد ، اينكه بگويند : « اگر نماز خواندى ، مأمورى كه بخوانى » يا « اگر زنا را ترك كردى ، منهى هستى كه انجام دهى » ، مستحيل است ، چه قيد متصل باشد و چه منفصل . اين مطلب خاصيت استيعاب نيست ، بلكه همانطور كه گذشت بعضى از فروضش اشكال استيعاب دارد و بعضى از فروضش اشكال تحصيل حاصل .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 388 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز