زينتها ، شانيت اظهار دارند و به اظهار شخص ، ظاهر مىشوند .
دوم ، ظهور فعلى : ما ظهر يعنى آنچه كه فعلا ظاهر شده باشد ، بنابراين احتمال اظهار زينتهاى كه بالفعل ظاهر نشدهاند ، حرام است . و اين معنا تحصيل حاصل است چرا كه زينتهاى كه ظاهر نشده باشند ، خود به خود ظاهر نشدهاند و تحريم آنها تحصيل حاصل است . مخصوص كردن امر و نهى به صورت عملى شده متعلق ، معقول نيست مثل اينكه بگويند : « نماز بر شما واجب است ، اگر نماز بخوانيد » يا « زنا حرام است اگر ترك كرده باشيد » ، اگر شارع گفت : « صلّ » ، معنا ندارد كه ما خطاب را به فاعل صلاة يا تارك صلاة مقيد كنيم ، و هكذا در مورد نواهى ، چون همه مكلف به انجام تكاليفند ، چه شخص مطيع و چه شخص عاصى .
بنابراين اگر مورد استثناء ، كسى باشد كه با اختيار زينت خود را آشكار كند ، استثناء مستوعب مستثنى منه نخواهد بود ، چون نهى فقط به چنين فردى تعلق نگرفته است . چه شخص اظهار زينت كند و چه اظهار نكند ، مشمول حكم مستثنى منه است ، ولى مبتلا به اشكال تحصيل حاصل است .
ب - مسامحاتى در كلام مرحوم آقاى شعرانى
1 - تعبير آقاى شعرانى به « مستوعب بودن » از دو جهت داراى مسامحه است :
اولًا : چرا
« ما ظَهَرَ »
را به ارادة الظهور تفسير كردهاند ؟ ايشان در فرض دوم بجاى ظهور اختيارى ، مشية الظهور و ارادة الظهور تعبير مىكنند درحالىكه « ارادة الظهور » جزء احتمالات و فروض
« ما ظَهَرَ »
نيست ، بلكه خود ظهور است كه يا اختيارى است و يا غير اختيارى ، اگر ارادة الظهور شد ، ممكن است مراد حاصل نشود و ظهور خارجى تحقق پيدا نكند . مثل شخصى كه قصد اقامه مىكند ولى اقامهء عشره گاهى تحقق پيدا نمىكند .