تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
كه بنابراين معنا ، استثناء متصل نخواهد بود . زيرا گرچه امر اختيارى مع الواسطه است ، اما در چنين فروضى « ابداء » صدق نمىكند و گفته نمىشود : « صورتش را به ديگران نشان داد » ، « بدى وجهه لزيد » اطلاق مىشود ، اما « ابدى وجهه لزيد » اطلاق نمىشود . « ابدى » در صورتى است كه صورتش را باز كند يا با صورت باز به كوچه و خيابان بيايد . ولى كسى كه با حجاب از خانه بيرون آمده و بر پوشاندن صورتش تحفظ نموده ، و اتفاقاً بر اثر باد ، صورتش بازشده ، « ابداء » در مورد چنين شخصى صدق نمىكند و استثناء ، منقطع خواهد بود . اين توضيح فرمايش ايشان مرحوم آقاى داماد مىفرمايد : استثناء منقطع براى تأكيد حكم در مستثنى منه است ، وقتى مىخواهند مؤكداً بگويند كه احدى نيامده ، مىگويند : « ما جاءنى القوم الّا حماراً » ، فردى را به عنوان استثناء ذكر مىكنند كه اصلًا جزء قوم نيست . مىفرمايند : اگر استثناء متصل باشد ، مطلب را سست مىكند ، ولى اگر منقطع شد ، عموم مستثنى منه تأكيد مىشود . در ما نحن فيه هم مىفرمايد : ابداء جايز نيست مگر اينكه خودش ظاهر و آشكار شود . يعنى هيچ مصداقى براى ابداء باقى نمانده كه ما آن را تجويز كرده باشيم . البته ايشان به روايات كه مىرسند ، تسليم مىشوند كه وجه و كفين استثناء شده است .

4 - تقريب استاد « مد ظله » از كلام مرحوم آقاى شعرانى ( ره )

در بيان آقاى شعرانى كه سه تصور براى « ما ظهر » بيان كردند ، مسامحاتى مشاهده مىشود و تقريب مدعاى ايشان با عبارت بهتر اين است كه : اگر
« ما ظَهَرَ »
در آيه شريفه به ظهور فى نفسه و غير اختيارى ، اختصاص نداشته باشد و ظهور شخصى مراد باشد نه ظهور نوعى دو گونه متصور است : اول ، ظهور شأنى : ما ظهر يعنى شأنيت ظهور داشته باشد ، بنابراين احتمال ، استثناء مستوعب خواهدبودوچنين استثنائى غلط است . چرا كه همه