احتمال سوم را ممنوع شمردند ، چون حكم حجاب در اسلام ، يك حكم تأسيسى است . اسلام عادات و رسوم جاهليت را ردع نموده ، نه اينكه تأييد و امضاء كرده باشد .
« وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى »
اين مطلب از احاديث و تواريخ به خوبى استفاده مىشود .
احتمال دوم را هم بخاطر آنكه استثناء ، مستوعب مستثنى منه است ، غلط و مستهجن شمردند ، فرمودند كه اگر مستثنى ، مستوعب مستثنى منه باشد ، مستهجن است ، هر چند بعداً استثناء با فاصله بيايد . اكرم العلماء الّا العلماء قبيح و مستهجن است هر چند اينكه چند روز بعد مستثنى را مقيد به « السوء » كند . در اين بحث هم استثناء « ما ظهر » از « لا يبدين زينتهن » مستهجن است ، هر چند بعداً بخواهيم وجه و كفين را به عنوان تقييد براى مستثنى ذكر كنيم .
پس به نظر ايشان احتمال صحيح ، منحصر به همان احتمال اول است .
سپس در توضيح روايات مفسره و كلمات مفسرين مىگويند : ذكر وجه و كفين و امثال آن جرياً على الغالب است ، چون ظهور بنفسه معمولًا در در اين گونه امور است . مقصود اين نيست كه هر عضوى كه بدون اختيار منكشف شود ، مورد نهى قرار نگرفته . بنابراين استثناء منقطع خواهد بود نه متصل . و بعد مثالهايى را از قرآن به عنوان استثناى منقطع شاهد مىآورند . سپس مىفرمايد : بعضى از علماى ما به تبع شافعيه ، وجه و كفين را در صورت اختيار هم استثناء كردهاند ، با اينكه خصوصيتى در وجه و كفين نيست و اين مطلب شافعيه ، اضعف مطالبى است كه گفتهاند .
سپس مىفرمايند : كسانى هم كه بين نظريه اولى و نظريه ثانيه تفصيل قائل شده ، نظريه ثانيه را به عنوان نگاه اختيارى منع كردهاند و جزء مانعون بوده و با مشهور اماميه موافق هستند بنابراين آيه مورد بحث ، از آياتى است كه دلالت دارد