آشكار كنيد كه نوع مردم به حسب معمول آن را ظاهر مىسازند ، ولى چيزهايى كه به حسب معمول و رسم عرف در اختفا است ، جواز نظر ندارند .
اين معنى هر چند استهجان معناى پيش را ندارد و آن اشكال به اين وارد نيست ، ولى موجب آن مىشود كه تأسيسى بودن حكم حجاب از ميان برود . يعنى مفاد آيه اين خواهد شد كه اى مردم همان رسم و عادتى كه داريد خوب است و همان را عمل كنيد ، در حالى كه از لحن آيه و نيز روايات و تواريخ برمىآيد كه مسأله حجاب حكمى تأسيسى بوده است نه امضايى و در واقع ابطال حكم جاهلى شمرده شده است . پس اين معنى را نيز نمىتوان پذيرفت . خلاصه اينكه همان معناى اول كه مراد از ظهور ، ظهور غير اختيارى باشد ، صحيح خواهد بود . بنابراين استثنا در آيه منقطع است . و همچنين مراد از رواياتى كه وجه و كفين را استثنا كرده ، ظهور غير اختيارى وجه و كفين است نه ظهور اختيارى و گرنه اختصاصى به وجه و كفين ندارد و حتى اگر عورت هم بدون اختيار منكشف شود ، مورد حكم ستر نيست . حال اينكه چرا در روايات خصوص وجه و كفين ذكر شده ، به خاطر اين است كه به حسب معمول كشف غير اختيارى در مورد آنها صورت مىگيرد و روايات جرياً على الغالب تنها اين استثناى غير اختيارى را متعرّض شدهاند ، و گرنه حكم مسأله در مورد آنها و ساير مواضع بدن تفاوتى ندارد . پس ابداء وجه و كفّين و همهء مواضع بدن به طور اختيارى براى زن حرام است .
مرحوم آقاى داماد نيز مشابه كلام ايشان را - با تفاوتهايى - فرمودهاند كه در جلسهء بعد خواهد آمد ، ان شاء اللّه .
« * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣٨٢