بلكه نيملا كردن چشم است . كسى كه به ديگرى خيره نگاه نكند اطلاق غضّ بصر مىشود ، ايشان مىفرمايند نگاه كردن بر دو گونه است گاه انسان مىخواهد به طور استقلال نگاه كند و مطالعه و رسيدگى كرده به خصوصيات منظور واقف گشته ، مثلًا چشم و قيافه زن را وارسى كند ، گاه نگاه جنبه مقدمى آلى دارد مثلًا با يك زن مىخواهد صحبت كند و يا با او خريدوفروش كند جنسى را به طرف بدهد و يا از او جنسى تحويل بگيرد ، در اين هنگام انسان به زن قهراً نگاه مىكند ولى اين نگاه استقلالى و مطالعهاى نيست ، غضّ بصر اين است كه نگاه انسان به گونه مطالعهاى و استقلالى نباشد ، به تعبير ديگر چشم چرانى نكند ، نه اين كه اصلًا نگاه نكند .
از شواهدى كه مرحوم آقاى مطهرى قدس سرّه مىآورند روايتى است كه در آن هند بن أبى هاله قيافه پيغمبر صلى الله عليه و آله را توصيف مىكند . « و اذا فرح غضّ طرفه » ( بحار 16 : 150 / 4 ، 298 / 2 ، ) معناى اين روايت اين نيست كه حضرت اصلًا نگاه نمىكردند ، بلكه مراد اين است كه خيره نگاه نمىكردند و چشم را مانند افراد سبك باز نمىكردهاند و خندههاى غير عادى كه با باز بودن كامل چشم همراه است نمىكردند بلكه تنها تبسّم مىكردند .
و نيز در روايت وصيت حضرت امير به محمد بن الحنفية در جنگ جمل مىخوانيم :
« ارم ببصرك أقصى القوم و غضّ بصرك » ( بحار 32 : 195 / 144 ، 100 : 39 / 41 )
و يا در دستور العمل عمومى براى جنگ مىفرمايد : « غضّ الابصار فانّه أربط للجأش و اسكن للقلوب و اميتوا الاصوات فانّه أطرد للفشل « 1 »
حضرت در اين دستور مىفرمايند كه شما خيلى نگاه مطالعهاى به دشمن نكنيد چون كثرت جمعيت دشمن انسان را مرعوب مىكند ، و وحشت مىآفريند بلكه نگاهتان عادى باشد و با دقت همراه نباشد .
هامش
( 1 ) بحار 32 : 562 / 468 ، 566 / 471 ، 610 / 481 ، 33 : 455 / 473 ، 100 : 40 / 46