البته بايد توجه داشت كه تعليل در اين روايات حكمت است نه علت و باعث تقييد اطلاق نهى نمىگردد .
ج - بررسى مسأله 30
1 ) متن مسأله
الخنثى مع الانثى كالذكر و مع الذكر كالانثى .
2 ) توضيح مسأله
اگر خنثى بخواهد به مرد نگاه كند بايد خود را زن فرض كند و از نگاهكردنهايى كه زن نمىتواند به مرد نگاه كند اجتناب كند و همينطور اگر بخواهد به زن نگاه كند بايد خود را مرد فرض كند و از نگاههايى كه مرد نمىتواند به زن كند خوددارى ورزد ، دليل اين مطلب علم اجمالى است چون خنثى مىداند كه يا مرد است يا زن بنابراين يا تكاليف مردها را دارد يا تكاليف زنها را ، بنابراين بايد از باب علم اجمالى هر دو قسم تكاليف را انجام دهد تا قطع به موافقت با تكليف براى وى حاصل گردد .
مرحوم آقاى خوئى در اينجا مثالى مىزنند كه بر طبق مبناى مشهور است نه بر طبق مبناى خود ايشان ، عبارت ايشان چنين است : هو يعلم اجمالًا بحرمة النظر الى الرجل الّذى هو محل ابتلاءه أو وجوب الجهر فى الصلاة .
اين مثال طبق مبناى خود آقاى خوئى نيست ، زيرا به عقيدهء ايشان دليل نداريم كه زن نتواند به اعضاء مرد ( بجز عورت ) نگاه كند .
ولى صرف نظر از اين مثال ، اصل حكم مسأله به عقيده ما از جهات متعدّد محلّ اشكال است .
3 ) نظر استاد - مد ظلّه - در مسأله خنثى
در مسأله خنثى چند جهت بايد بررسى گردد :
جهت اوّل : آيا خنثى واقعاً مرد است يا زن يا طبيعت ثالثه مىباشد ؟