تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
اين نقل صحيح تر به نظر مىرسد چون در ساير قطعات خبر همگى « 1 » به صيغه خطاب به حضرت امير المؤمنين عليه السلام آمده و مناسب است اين قطعه هم به صيغه خطاب باشد . ان قلت : اين گونه تعابير به صيغهء خطاب قبيح نيست . قلت : حالا قدرى قبيح است ولى در محيط صدور روايات قبيح نبوده ، عادات در قبيح بودن و موهون بودن تأثير دارد . بهر حال اين گونه اختلافات در بحث ما تأثيرى ندارد ، ولى به نظر ما اين روايت اولًا ذاتاً دلالت ندارد . ثانياً اگر ظهور ابتدائى هم داشته باشد به دليل ادله معارض بايد از اين ظهور دست بكشيم .

5 ) مناقشه در دلالت روايت وصية النبى صلى الله عليه و آله

در اين روايت نزديك به 30 قطعه « 2 » وارد شده كه در آن اوامر و نواهى خطاب به حضرت امير صلوات الله عليه در آداب نزديكى با همسر ديده مىشود ، اكثر قريب به اتفاق اوامر و نواهى الزامى نيست بلكه اوامر آن استحبابى و نواهى آن تنزيهى است ، و امر و نهى اگر در سياق اوامر و نواهى غير الزامى قرار گيرد ديگر ظهور در الزام ندارد ، پس از نهى در اين قطعه از حديث هم حرمت استفاده نمىشود . البته در پاره‌اى از نقلهاى اين روايت كلمه « كره » ديده مىشود كه ممكن است گمان رود كه خود دليل بر عدم حرمت است : مانند روايت الحسين بن زيد عن الصادق عليه السلام :
هامش
( 1 ) قطعهء ديگرى هم در روايت در نقل فقيه وامالى به صيغهء غايب است ( / يا على من كان جنباً فى الفراش مع امرأته فلا يقرأ القرآن فانّى اخشى أن تنزل عليهما نار من السماء فتحرقهما ) كه در نقل علل همهء عبارت به صيغه خطاب شده است : اذا كنت . . . مع امرأتك فلا تقرأ . . . عليكما . . . فتحرقكما ( 2 ) البته نقل فقيه ، يك قطعه از روايت ( / يا على لا تجامع امرأتك فى ليلة الفطر ) به جهت مشابهة با قطعهء مربوطه به ليلة الاضحى سقط شده است .