آقاى مطهرى مطلبى دارند و آقاى خويى هم مطلب ديگرى دارند كه بايد بررسى شود
نقد بيان آقاى مطهرى دربارهء تعليل روايت :
ايشان مىگويند زنان مسلمان حق ندارند زيبائى زنهاى ديگر را براى شوهر خود نقل كنند و اين كار خلاف شرع و حرام است . ( البته من از اين مطلب اطلاعى ندارم و در جائى نديدهام ) ولى چون اين قانون در اسلام است ، فقط از ناحيهء زنهاى مسلمان ، هدف را تأمين مىكند و مشكل را حل مىكند ، ولى زنهاى كفّار كه چنين قانونى ندارند ، قهراً توصيف مىكنند لذا نسبت به زنهاى كافر دستور ستر داده شده است تا جلوى توصيف گرفته شود . به نظر ما اين مطلب درست نيست چون صرف قانون ، هدف عدم توصيف را تأمين نمىكند ، مگر همهء زنها ، عادل هستند كه وقتى قانون نهى كرد ، آنها هم زنان خودشان را نگه دارند ؟ و مگر همهء زنها پرظرفيّت هستند ؟ ! و مگر تشريع قانون ، با تكوين و اجراى آن ملازمه دارد ؟ و مگر شرع غيبت را حرام نكرده و اين همه رواج دارد و قانون جلوى اين خلاف كارى را نگرفته است .
در مورد توصيف هم اگر زنها ، براى شوهران خود اينطور مطالب را نمىگويند ، اكثراً به جهات ديگرى است از قبيل اينكه شايد از نظر شوهرم بيفتم ، و اگر نه صرف اينكه توصيف خلاف شرع است ، مانع نمىشود .
نقد بيان آقاى خوئى دربارهء تعليل روايت حفص
آقاى خوئى اطلاع پيدا كردن كفّار را از خصوصيتهاى زنهاى مسلمان ، نه تنها مزاحم نمىدانند ، بلكه مكروه هم نمىدانند و اين روايت را هم ارشاد به يك حكم اخلاقى مىدانند .
ولى ايشان چه دليلى براى عدم حرمت دارند ، چه مانعى دارد كه بگوييم شارع مقدس نمىخواهد كه كفّار به وضع داخلى زنهاى مسلمان اطلاع پيدا كنند ؟ و البته از كفّار هم الغاى خصوصيّت نمىشود كرد همانطور كه اگر گفته شود فلان كار