مرحوم آقاى مطهرى بيان روايت را به شكل محرّفى نقل كرده است : « لانهنّ قد يصفن لازواجهن و اخواتهنّ »
اولًا : كلمهء « قد » كه دال بر تحقيق است و كلمهء « اخواتهنّ » اضافه شده است ، درحالىكه در هيچ متن حديثى و غير حديثى روايت به اين شكل نقل نشده است ، ولى ايشان چون از روى حافظه نوشته است ، محرف نقل كرده است .
ثانياً : در ترجمه روايت هم اشكالى به نظر مىرسيد : در ترجمه آن فرمودهاند :
« زنان غير مسلمان زيبايى زنان مسلمان را براى شوهرانشان توصيف مىكنند » .
درحالىكه مورد خطاب زنهاى زيبا نيست تا مسأله نقل زيبائيهاى آنها باشد . بلكه ممكن است زنى كه از كشف نهى شده ، خوش قيافه هم نباشد ، ولى درعين حال نبايد كشف كند تا آنها از خصوصيات زنان مسلمان اطلاع نداشته باشند . كلمهء « زيبايى » در روايت نيست ، و « توصيف » هم اعمّ از نقل زيبايى است .
البته مرحوم آقاى مطهرى كسى نبود كه اينطور مسائل پيشپاافتاده برايش مخفى باشد ، بلكه منشأ آن اتكاء به حافظه است و اگر نه از نظر فكرى ايشان خيلى قوى بود ، مطالب مخفى كه اشخاص متعارف كمتر كسى به آن منتقل مىشد ، ايشان به آن مىرسيد و خيلى خوب و با بيان خيلى ظريف بيان مىكرد . رضوان الله عليه .
3 ) مفهوم لا ينبغى ( بررسى نظر آيت الله خوئى ره )
يكى از جهات بحث در اين روايت ، مربوط به تعبير « لا ينبغى » است كه بعضى آن را دالّ بر جواز دانستهاند و گفتهاند تعليل هم مناسب با حكم غير الزامى است ، در تعليل « لانهن يصفن ذلك لازواجهن » آمده است و حرف توصيف كردن كه دليلى بر منع ندارد و لازمهء اين توصيف هم رؤيت ازواج نيست تا محذورى داشته باشد .
در مقابل ، آقاى خوئى « لا ينبغى » را دليل بر « تحريم » مىدانند به اين بيان كه :
ينبغى » در مواردى « يجوز » استعمال مىشود ، و لذا لا ينبغى به معنى لا يجوز