تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
كه اضافه نساء به مؤمنين ، اضافه باعتبار زوجيت است و چون زنان شوهردار ، دو دسته دارند ، يكى دسته شوهر مؤمن دارند و يك دسته شوهر كافر ، آيه شريفه خواسته است كه دسته دوم را خارج كند و استثناء در آيه براى جواز كشف اختصاص به زنان شوهردارى دارد كه شوهرانشان مؤمن باشند ، چه خود زن مؤمنه باشد و چه مؤمنه نباشد . چون مسلمان مىتواند به نحو متعه يا در ازدواج دائم البته بقاءً زن كافر داشته باشد ، ولى در صورت عكس يعنى اگر زن مسلمان و شوهر كافر باشد ( شيخ قائل است كه زن و شوهر اگر هر دو ذمّى باشند و بعد زن مسلمان شود ، بقاء ازدواج صحيح است - البته محقق و ديگران اين نظر را نمىپذيرند ) زن نبايد براى شوهر كافر خود توصيف كند . شايد احتمال دوم در كلام شيخ اظهر باشد زيرا ايشان بر خلاف تعبير رائج مفسران ( النساء المؤمنات ) نساء المؤمنين تعبير كرده و صاحب فقه القرآن همين معنا را فهميده است پس ظاهراً شيخ طوسى از تعليل روايت حفص بن البخترى اين گونه فهميده كه ملاك در اسلام و كفر ، وضع شوهر است كه اگر كافر باشد نبايد زن مسلمان به همسر او خود را نشان دهد اگر شوهر مسلمان باشد نشان دادن به زن - هر چند كافره باشد - جايز است .

2 ) نظر استاد - مد ظلّه - :

به نظر ما اظهر اين است كه مراد از يهوديه و نصرانية در روايت حفص بن البخترى خصوص زن‌هاى شوهر دار نيست ، و تعليل « فانهن يصفن ذلك لازواجهنّ » از باب مثال است و مراد توصيف به اطرافيان همانند شوهر ، برادر ، دايى و كافران ديگر مىباشند ، پس ملاك در كفر و اسلام خود زن مىباشد « 1 » . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) البته اين فرض كه تمام اطرافيان زن مسلمان بوده و فقط خود او كافر باشد ، فرض بسيار نادرى است و شايد كلام استاد - مد ظلّه - ناظر به اين فرض نباشد ، البته اگر تعليل را از باب حكمت بگيريم نه علّت ، مىتوان در اين فرض نيز به حرمت انكشاف در پيش زن كافر حكم كرد .