چنين نيست ، و از طرف مقابل « أظن كذا . . . » به معنى اين است كه كه ظن دارم مطلب اينطور است ، قهراً شق ثالث ، صورت شك است كه داخل نفى و اثبات نيست . در اين گونه موارد معناى وصفى نقيض يكديگر است : اظن ، لا اظن - خوب است ، خوب نيست ، ولى با توجه به معنى اطلاقى ، شق ثالث پيدا مىكند .
ينبغى و لا ينبغى هم همينطور است ، اطلاق لا ينبغى به معنى خلاف قانون بودن ، اقتضاى خلاف شرع بودن و حرمت دارد و به معناى « لا يجوز » است . مثلًا در عقايد تعبير « سبحان من لا ينبغى التسبيح الّا له » به معنى « لا يجوز » است . در اصول فقه : « لا ينبغى ان تنقض اليقين بالشك » به معنى « لا يجوز » است ، در فقه ، در بحث حج « لا ينبغى لسائق الهدى حتى يبلغ الهدى محله » به معناى لا يجوز است و بطور كلى در محرمات حج اكثراً از تعبير لا ينبغى استفاده شده است از قبيل بئس ثوباً لا ينبغى له لبسه ، يا اكل طعاماً لا ينبغى له اكله .
با مراجعه به روايات اطمينان حاصل مىشود كه اطلاق لا ينبغى در روايات ، غير از اصطلاح متأخرين است كه به معنى كراهت ، به كار مىبرند . در روايت لا ينبغى به جاى لا يجوز به كار ميرود . و تعبيرات فقهاى اوليه هم مختلف است و برزخى است بين معنى روايات و اصطلاح فقهاى متأخر و در هر دو به كار بردهاند .
پس در ظهور لا ينبغى براى عدم جواز اشكالى نيست همانطور كه در اين روايت هم جابر بن يزيد جعفى كه از حضرت باقر عليه السلام بجاى لا ينبغى ، لا يجوز نقل كرده است و معناى لا يجوز فهميده است و به عنوان عبارة اخرى از لا ينبغى آورده است .
البته خود كلمه « لا يجوز » هم گاه در مورد كراهت به كار مىرود ولى اين امر ، ظهور آن را در حرمت از بين نمىبرد در مورد خود « لا ينبغى » هم گاه در مورد كراهت به كار رفته كه منافاتى در ظهور اطلاقى آن در حرمت ندارد .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣١٤