تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
قوم ، نوعاً
نِسائِهِنَّ
را به همين معنى تفسير كرده‌اند ، لذا اين معنى را نمىتوان شاذ و غير متعارف دانست . البته ما در مقام استدلال به فهم آنها نيستيم ، همين مقدار مىخواهم بگويم كه اين معناى مستنكرى نيست . در كتب فقهى هم عده‌اى بر همين نظر فتوى داده‌اند ، مثلًا كشف اللثام نسبت به آيه ، اين معنى را قوى دانسته است و صاحب حدائق هم هر چند آيه را تفسير نمىكند ولى به استناد روايت حفص ، همين طور فتوا ميدهد .

ب - دومين دليل عدم جواز الكشف لدى النساء الكافره - صحيح حفص بن البخترى :

« لا ينبغى للمرأة أن تنكشف بين يدى اليهودية و النصرانيه فانهن يصفن ذالك لازواجهن » بعضى اين روايت را به جهت تعبير « لا ينبغى » از روايات دال بر جواز عدم ستر نسبت به زنان كافر دانسته‌اند . ولى در خصال هم مسنداً روايت مفصلى را از جابر بن يزيد جعفى نقل كرده است كه امام باقر ( ع ) فرمود : « لا يجوز للمرأة أن تنكشف بين يهودية و لا نصرانية لانهن يصفن ذلك لازواجهن »

1 ) ارزيابى سند روايت :

روايت حفص بن البخترى « 1 » كه به دو طريق در كافى و فقيه نقل شده است ، صحيح است .

2 ) توضيحى درباره روايت : « 2 »

هامش
( 1 ) بخترى بر وزن جعفرى است و شاعر معروف طائى بحترى - با حاء حطّى - است . ( 2 ) آقاى مطهرى از نظر فكر ، بدون اشكال ، متفكر درجه اوّل بود ، و من سراغ ندارم كسى در قدرت فكرى همپايه او باشد . بخصوص در طرح مطالب اسلامى به صورتى كه براى تحصيل‌كرده‌ها قابل فهم باشد ، هيچ كس به پايه او نمىرسيد . ولى ايشان از نظر تتبع ، معمولى بود و امتياز فوق العاده‌اى نداشت . لذا در اين كتاب مسألهء حجاب با اينكه نكات ظريف خيلى قابل استفادهء ذى قيمتى هست ، ولى خيلى از مطالب را از روى حافظه نوشته است و نقصهايى در آن هست ، نقصهاى فقهى خيلى در آن هست .