از اين سخن آن باشد كه اقاربى كه ملازم و همراه با شخص هستند مراد آيه است ، اين را مىتوان به نحوى صحيح قلمداد كرد .
امّا اگر مراد وى از اقارب مفهومى فراتر از متفاهم عرفى باشد به طورى كه شامل اقارب و ارحام دور نيز بشود ، اين سخن قابل مناقشه است ، زيرا شمول نساء مضاف نسبت به ارحام بعيد غير عرفى و دور از ذهن است ، مگر آنكه تناسب حكم و موضوع و امورى ديگر موجب تشخيص مراد و تضييق محدودهء آن شود مثلًا آن را به ارحام اختصاص دهد .
لازم به ذكر است كه تحليل بالا مبتنى بر اين امر است كه تركيب نساء مضاف در معناى ملازمان و همراهان ظهور داشته باشد و ما قائل به چنين ظهورى بشويم .
اين مطلب ذيلًا مورد بررسى قرار مىگيرد .
5 ) كاربرد نساء مضاف در روايات به معناى ملازمين
در روايات بسيارى نساء مضاف به معناى ملازمان و اطرافيان به كار رفته است و ما با تتبّع در منابع حديثى به برخى از اين موارد دست يافتهايم . به طور كلى مضاف اليه نساء معمولًا يكى از دو چيز مىباشد : امكنه و اشخاص .
الف ) : اضافهء نساء به امكنه :
به عنوان مثال به هنگامى كه سپاه ابرهه به كعبه حمله كردند ، وى چنين دستور داده است : « انزل على الكعبه و خذ رجالها و نساءها » مراد از رجال و نساء كعبه ، ملازمين آن مكان مقدس مىباشد . همچنين در ادامه گفته شده : « اقسم بالمعبوده ان يذبح اطفالها و يرمل نساءها و يقتل رجالها » . نيز گفتهاند : « يوشك أن يقصد المدينة و يطوى ذراريها و نساءها » كه مراد از آن نساء ملازم با مدينه است .
ب ) : اضافهء نساء به اشخاص :
اين نوع اضافه نيز در روايات نمونههاى بسيارى دارد : مثلًا هنگامى كه جعفر طيار به شهادت مىرسد ، پيامبر ( ص ) به حضرت فاطمه ( س ) دستور مىدهد كه به