تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
زيارت همسرش اسماء بنت عميس برود و از وى پذيرائى كند : « امر فاطمة أن تأتى اسماء بنت عميس و نساءها » يا اينكه : « أن تأتى فاطمة اسماء بنت عميس هى و نساءها » يعنى خود حضرت فاطمه ( س ) و زنان همراه و ملازم با وى ( اصحاب او ) به نزد اسماء بروند . يا مثلًا وقتى كه حضرت زينب را نزد عبيد الله بن زياد بردند ، مجلس را چنين توصيف كرده‌اند : « فجلس زينب ناحية و معها نساءها » در اينجا مراد همراهان است نه صرفاً اقوام ، هر چند خارجاً اقوام و خويشان مصداق آن بوده‌اند . يا مثلًا در روايات آمده : « يدعى بفاطمة و نسائها من ذريّتها و شيعتها فيدخلون الجنّة به غير حساب » يا اينكه : « اذا كان يوم القيمة جاءت فاطمة فى لمّة من نساءها فيقال لها ادخلى الجنّة . . . » يا هنگامى كه در ازدواج ميان هاشم با سلمى شيطان به پدر سلمى گفت كه مهريه را بالا ببرد ، به وى گفت : « اردت أن أطلب من القوم ما تفتخر ابنتك على سائر نسائها و أهل زمانها » كه مراد از نسائها اقران و اشباه و نزديكان و ملازمان است . همچنين هنگام فوت زينب همسر عثمان ، حضرت فاطمه زهرا ( س ) به دستور پيامبر ( ص ) نماز ميت بجاى مىآورند ، در اين باره آمده است : « فخرجت فى نسائها فصلّت على أختها » نيز عايشه وقتى كه در احتضار حضرت رسول ( ص ) ابتدا گريه و سپس خندهء حضرت زهرا ( س ) را مىبيند ، مىگويد : « انّى كنت اظنّ ان هذه من اعقل نسائها » ( البته در اين مثال مىتوان مناقشه كرد ) علاوه بر اينها ، در رواياتى كه تعابيرى مانند « مهر نسائها » و امثال اين شده ، مراد از آن زنان مماثل و شيعه مىباشد نه خصوص ارحام و خويشان . خلاصه در تمامى اينها نساء مضاف به معناى ملازمان و همراهان و اصحاب به كار رفته است . بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه اگر بخواهيم براى تركيب « نساء مضاف به اشخاص » نوعى اختصاص قائل شويم ، بايد مراد از آن را ملازمان شخص بدانيم . زيرا استعمال اين تركيب اضافى در اين معنا اندك نيست و موارد كاربرد آن نسبتاً قابل توجه است . بنابراين اساس ، اين احتمال كه مراد از نسائهن نيز ملازمين و
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 301 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز