تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
نسبت » يا با اولويت عرفى حكم مالك استفاده مىگردد : قسمت اول :
« بُعُولَتِهِنَّ »
؛ عرف رابطهء كنيز و مالك را مثل رابطهء زن و شوهر بلكه اقوى از آن ميداند ، زيرا شوهر مالك پاره‌اى از منافع زن است و مولى مالك عين و تمام منافع كنيز . اگر ملكيت پاره‌اى از منافع موجب شود كه ابداء زينت براى شوهران جايز باشد ، به طريق اولى ملكيت مولى نسبت به عين و تمام منافع كنيز مجوّز آن است . قسمت دوم :
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
؛ بنابراين كه مراد از آن اعم از بندگان و كنيزان باشد ، عرف از اين كه زن ميتواند نزد عبد خود مكشوف باشد ، مىفهمد كه كنيز هم مىتواند نزد مولاى خود مكشوفه باشد ، پس ذكر مولى در آيه لزومى ندارد تا قرينه بر اختصاص مؤمنات به خصوص زنان آزاد بشمار آيد .

4 ) بررسى دليل دوم

ادله‌اى كه بر جواز كشف رأس أمه ذكر شده ، ادله صحيحى است ، ولى بايد ديد كه آيا اين ادله شاهد بر اختصاص مؤمنات در آيهء شريفه به حرائر مىباشد ؟ در پاسخ مىتوان گفت كه ممكن است ما كنيزان را هم مشمول آيهء شريفه بدانيم با اين بيان كه مراد از
« ما ظَهَرَ »
اعضايى از بدن زن است كه در آن زمان نوعاً ظاهر بوده است ، و مصداق زينت ظاهره در مورد زنِ آزاد خصوص وجه و كفين و در موردِ كنيز ، وجه و كفين و مو مىباشد ، و با اختلاف مصداق ، مفهوم زينت ظاهره اختلاف نمىيابد پس وجهى ندارد كه ما كنيزان را از تحت مدلول آيهء شريفه بيرون نسازيم . ولى اين پاسخ ظاهراً صحيح نيست « 1 » زيرا رواياتى كه در تعيين مصاديق زينت ظاهره وارد شده و در بحثهاى آينده نيز به تفصيل نقل خواهيم كرد ، هيچ گونه تفصيلى بين زن آزاد و كنيز نداده و از تمام آنها برمىآيد كه موى زن از زينتهاى باطنه است ، بنابراين با توجه به روايات ، ظاهراً مراد از مؤمنات در آيهء شريفه خصوص حرائر است . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) به اين نكته استاد - مد ظله - مدتها پس از تنظيم مباحث آينده اشاره فرمودند و تنها د تنظيم بحث اين جلسه از آن استفاده كرديم ، از اين رو استدلالى كه در جلسه گذشته و جلسهء آينده در رد تفسير « نسائهن » به حرائر ذكر شده ، بايد تغيير يابد . همچنين نتيجه اين بحث بر بسيارى از مباحث آينده پرتو مىافكند كه تفصيل آن در خور اين نوشتار نيست .