نقد استاد - مد ظلّه :
اولًا : آيهء شريفه
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ »
گرچه اضافه به معناى مصطلح نيست ولى از « من » كه به معناى تبعيض است ، استفاده مىشود كه ايامى بخشى از مخاطبين هستند ، و چون به قرينه ذيل آيهء شريفه مخاطبين خصوص احرار هستند ، طبعاً گروهى از آنها نيز احرار خواهند بود و اين امر از « من » تبعيضيه استفاده مىشود و هيچ ارتباطى به بحث اضافه ندارد .
ثانياً : اگر در دو آيهء قرآن از اضافه استفاده حريّت بشود ، سبب نمىشود كه هر اضافهاى كه در قرآن هست ، ظهور در چنين معنايى داشته باشد .
ثالثاً : اضافه بر دو نوع است :
نوع اول : اضافه خاص به عام كه مضاف اليه مفهومِ عام و مضاف ، جزئى از آن است ؛ مانند مردان ايرانيان ، در اين صورت روشن است كه هر خصوصيتى كه مضاف اليه داشته باشد ، مضاف هم خواهد داشت . لذا اگر خطاب به احرار بگوئيم ، « دانشمندان شما » هر چند در مفهومِ دانشمند حريت درج نشده است لكن با اضافه به « شما » كه مقصود احرار است ، خصوص دانشمندان حرّ از آن استفاده مىشود .
( اگر اضافه خاص به عام باشد . )
نوع دوم : اضافه مباين به مباين مانند غلام زيد ، مكر الليل ، در اين نوع از اضافه خصوصيات مضاف اليه به مضاف سرايت نخواهد كرد ، لذا اگر زيد آزاد و مسلمان بود لازم نيست كه غلام او نيز آزاده يا مسلمان باشد .
دو آيهاى كه در كلام جصاص به عنوان شاهد ذكر شده است ، از قبيل اضافه نوع اول است ولى اضافه « نساء » به « هن » در آيهء محل بحث ما از قبيل نوع دوم اضافه است و خصوصيات مضاف اليه به مضاف تسرّى پيدا نمىكند .
رابعاً : بر فرض بپذيريم كه در تمام انواع اضافه ، خصوصيات مضاف اليه به مضاف هم سرايت مىكند در آيهء شريفه « هن » به مؤمنات بازمىگردد و مراد از آن