خواهند بود ولى اين تمثيل ارتباطى به مورد بحث ما ندارد ، از سنت معلوم مىشود كه ( كم ) در رجالكم ، احرارند .
در ما نحن فيه نسبت « نساء » و « هنّ » نسبت جزء و كل نيست تا مراد از « نساء » به تبع « هنّ » ، احرار باشند . در اينجا مضاف اليه اشخاصند نه كل ، به زينب ، به فاطمه ، به زهرا ، به بتول مىگويد : ابداء زينت نكن . مضاف اليه مجموعهاى نيست تا حريت در آن درج شده باشد تا به مضاف سرايت كند .
اين سخن اشكال ديگرى هم دارد كه بعداً عرض خواهيم كرد .
4 ) نظر آقاى خوئى
آقاى خوئى بيانى دارند « 1 » و مراد از نسائهن را هم ، احرار دانستهاند . به اين بيان كه مستثنى در آيه شريفه ، احكام انحلالى است ،
« إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
يعنى زنان زينتهاى خود را آشكار نكنند مگر براى شوهرانشان بدين معنا كه هر زنى مىتواند زينت خود را براى شوهر خودش آشكار كند نه بر عنوان كلى بعل ، همچنين در ساير مستثنيات ، هر زنى مجاز است زينتش را به برادر يا برادرزادهء خودش ، آشكار سازد ، نه عنوان كلى برادر يا برادر زاده
اما در مورد « نسائهنّ » چنين نيست ، و آيه شريفه نمىگويد شما مجازيد زينتهاى خود را به زنان خاصى آشكار كنيد ، بلكه طبيعت نساء مورد نظر است ، معقول نيست كه هر زنى فقط بتواند به يك زن ابداء زينت كند نه زن ديگرى ، چون طبيعت نساء على وجه الاطلاق نمىتواند مراد باشد و خلاف ظاهر اضافه است و لزوماً بايد طبقه خاصى مراد باشد ، به قرينه « ما ملكت ايمانهنّ » ، زنهاى احرار مورد نظر است ، پس زنان مؤمن نبايد زينتهاى خود را آشكار كنند مگر براى چند طائفه و از آن جمله زنهاى احرار و زنهاى كنيز ، اين را آقايان ملاحظه بفرمايند فردا بايد بحث شود . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) مبانى العروة الوثقى ، ص 42 .