حمل نكنيم ، و اگر در
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
هم ، با رأى مشهور موافقت شد و بر خصوص اماء تفسير شد ، لغويتى در عطف پيش نمىآيد .
اين كه مراد از
« نِسائِهِنَّ »
چيست ؟ مطلب ديگرى است ولى براى گريز از لغويت در عطف و نيز چون اضافه به ضمير بدون تخصيص پيدا كردن ، عرفيت ندارد ، هيچ يك از احتمالات ياد شده مصحّحى بر اضافه نيست . اجمالًا اين كه نبايد
« نِسائِهِنَّ »
را بر مطلق نساء حمل كنيم .
لذا همه مفسران براى فرار از لغويت ، مفهوم آن را متضيق كردهاند .
پس از اين كه معلوم شد كه « نسائهن » بايد معناى متضيقى داشته باشد ، مراد از آن چيست ؟ كدام قسم از نساء مورد نظر است ؟
3 ) نظر أبو بكر جصّاص
أبو بكر جصاص « 1 » در احكام القرآن مىگويد : مراد از
« نِسائِهِنَّ »
حرائر است . « حريّت » يكى از نكاتى است كه در اضافه ملاحظه مىشود و اساساً اضافه ، اضافه حريتى است . مثل :
« وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ »
كه مراد از رجال ، رجال احرار است و در
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ »
هر چند اضافه نيست ولى در حكم اضافه است يعنى « أياماكم » به معناى اشخاص بدون همسر ، ولى احرار .
نقد استاد
اين سخن اشكال واضحى دارد و آن اين است كه در صورتى كه نسبت بين مضاف و مضاف اليه ، جزء و كل است ، و كل « احرار » است ، به طور طبيعى جزء هم از احرار خواهد بود ، اينكه ما اضافه حريتى را منكر مىشويم يا مىگوييم مورد بحث است ، در جايى است كه نسبت ، جزء و كل نباشد .
در هر دو آيه فوق ضمير « كم » احرارند ، لذا « رجال » و « ايامى » هم احرار
هامش
( 1 ) أبو بكر جصّاص حنفى و از اصحاب الرأى است ، و آنها چون كمتر روايتى را معتبر مىدانند و به روايات پايبند نيستند ، نوعاً سعى مىكنند تا شواهدى را از خود قرآن براى نظر خود دست و پا كنند ، و البته وى در اين زمينه فردى قوى است .