تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢

يكى ، طرداً للباب

پاسخ استاد

ولى افناء معنا براى چنين امورى صحيح نيست و نكتهء ديگرى لازم است تا مصحّح اضافه باشد .

ديگرى ، جرياً على الغالب

يعنى گرچه در مقام ثبوت مطلق نساء است ولى براى غلبه ، اختصاص به ملازمان و معاشران دارد ، بدون اين كه خصوصيتى در آنان باشد .

پاسخ استاد

اين احتمال نادرست است ، زيرا ملازمان و معاشران و اقربا در مقايسه با مطلق نساء ، در اقليت‌اند : در ميان زنانى كه مورد ابتلاى انسان در كوچه‌هاى مكه و مدينه و مسجد الحرام و مشاهد مشرفه در عصر صدور روايات بوده ، تعداد معاشران و نزديكان بسيار كم است ، چندان غلبه‌اى در كار نيست تا بتوان ملاك ثبوتى را متضيق كرد و در مقام ذكر دايره‌اش را محدود نمود . گاهى براى عملى شدن مسأله يا محل ابتلا بودن آن و براى تحقق بخشيدن خارجى يك امر ثبوتى ، مىتوان در مقام ذكر تصرفاتى كرد و ملاكى را متضيق نمود ، اما نه در هر موردى ، خلاصه بايد اين تصرف وجهى داشته باشد و در اينجا با توجه به نادر بودن اقربا و آشنايان انسان نسبت به زنهاى مورد ابتلا ، نمىتوان چنين احتمالى را پذيرفت . نتيجه آن كه بايد « نساء » را در آيه شريفه ، متضيق بدانيم و آن را بر مطلق نساء
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 282 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز